
منشا آثاردکتر آنتوان چخوف و افتتاح سايت دکتر سپيده رضا زاده
نوشته و طراح سايت : دکتر رحمت سخني از مرکز آموزشي درماني امام خميني (ره) اروميه
سايت زيرچهل و چهارمين سايت مشاوره پزشکي است که درمرکز آموزشي درماني امام خميني (ره) شهرستان اروميه مرکز هميشه سرسبز و قهرمان آذربايجان غربي افتتاح و انشالله بزودي با مديريت پزشکي توانمندو باسواد و آگاه به مسايل روز پزشکي سرکار خانم سپيده رضا زاده اداره خواهد شد . من نيز بعنوان طراح سايت ، آرزوي موفقيت روزافزون براي ايشان در تمام مراحل زندگيشان را از خداوند متعال خواستارم و طبق روال پستهاي قبلي ، نوشتار يادگاري براي اين همکار نوشته که اميدوارم که مورد توجه خوانندگان محترم سايت نيز قرار گيرد .نام دکتر آنتوان چخوف و آثار ادبي بسيار زيبايش زبان زد عام و خاص در تمام دنياست ولي جالبترين موضوع در زندگي دکتر چخوف تاثير شگرف رشته پزشکي در خلق آثارادبي او ميباشد که در اين رابطه از زبان خود دکتر آنتوان چخوف ميخوانيم :
من آنتون چخوف در هفدهم ژانويه سال 1860 در "تاگانرک" به دنيا آمده ام. ابتدا در مدرسه يوناني "کليساي امپراطور قسطنطنين" به تحصيل مي پرداختم بعد در مدرسه "گرامر" تاگانرک به تحصيل خود ادامه دادم. در سال 1879 به دانشگاه مسکو رفتم و در دانشکده پزشکي نام نويسي کردم. در آن موقع عقيده مبهم و اطلاع گنگي از دانشکده ها داشتم و يادم نيست که چرا دانشکده پزشکي را انتخاب کردم. اما بعدها هم از اين انتخاب خود پشيمان نشدم. در همان سال اول دانشکده به نويسندگي در مجلات هفتگي و روزنامه ها پرداختم و وقتي دانشکده را تمام کردم نويسندگي حرفه ام شده بود. در سال 1888 جايزه پوشکين به من عطا شد در سال 1890 به جزيره ساخالين رفتم که کتابي درباره تبعيديها بنويسم.
در زندگي ادبي بيست ساله ام صرفنظر از گزارشهاي حقوقي، يادداشتها مقالاتي که روز به روز در روزنامه انتشار دادم ام -که پيدا کردن و جمع آوري آنها مشکل است- بيش از سيصد داستان و افسانه نوشته و به چاپ رسانده ام. نمايشنامه هم براي تئاتر تنظيم کرده ام.
بي شک تحصيلات من در دانشکده پزشکي تأثير مهمي بر آثار ادبيم داشته است. اطلاعات پزشکي نيروي مشاهده مرا تقويت کرده است و دانش مرا نسبت به جهان و مردم غني و سرشار کرده است. ارزش حقيقي اين علم و تأثير آن را در آثار ادبي من فقط يک دکتر مي تواند درک بکند و بعلاوه تأثير مستقيم علم پزشکي در آثار من چنان بوده که از خيلي اشتباهات بر کنار مانده ام. آشنايي من با علوم طبيعي و با متد و روش علمي هميشه مرا در راه منطقي نگاه داشته است و من تا آنجا که ممکن بوده است کوشيده ام که اصول علمي را مورد ملاحظه قرار بدهم و آنجا که رعايت و پيروي از اصول علمي امکان نداشته است اصلاً از نوشتن چنان مطلبي صرفنظر کرده ام.
اين را بايد اضافه کنم که ابداع هنري هميشه با اصول علمي وفق نمي دهد. مثلاً محال است که روي صحنه، مرگ يک نفر سم خورده را ،آنگونه که در عالم واقع اتفاق مي افتد نشان داد. اما مي توان با رعايت اصول علمي آن صحنه را به طبيعت نزديک کرد. چنانکه خواننده يا تماشاچي در عين حالي که کاملاً به ساختگي بودن و عدم واقعيت آن صحنه واقف است ،دريابد که با نويسنده مطلعي سرو کار دارد.
