سایت پزشکی دکتر رحمت سخنيDr.Rahmat Sokhani

سایت پزشکی دکتر رحمت سخنيDr.Rahmat Sokhani

سایت علمی و مشاوره پزشکی رایگان در تمامی زمینه های رشته پزشکی است rs272@yahoo.com

شهيده جميله رمضان شيخ سرمست ودکتر رحمت سخني (پسرشان )

درددل با مادر شهيدم خانم جميله رمضان شيخ سرمست

نوشته :دکتر رحمت سخني از اروميه

مادرجان نميدانم از کجا شروع کنم ؟ولي ميتوانم تصوير آخرين نگاهت را قبل رفتن به قربانگاه عشق تجسم کنم . چه روزهاي سختي که بدون تو و پدر(شهيد محمد سخني ) بعد شهادتت متحمل نشديم .آن روز نفرين شده کاملا يادمه، تو سي و هفت ساله بودي و براي خريدن نان خانه را ترک  و مادوبرادر و يک خواهربه مدرسه رفته بوديم .يادته دبيرستان من چند قدمي کوچه يمان قرار داشت .ساعت ده صبح يازدهم سال 1365بناگاه دبير انگليسي مان وارد اتاق شده و به آرامي گفت بچه ها همه بريد بيرون !!!ماهم ناخواسته و سراسيمه خود را به طبقه پائين مدرسه رسانديم. ولي فرصت خروج از در مدرسه را پيدانکرديم ،زمين و زمان لرزيدولي شبيه زلزله يا بلاي آسماني نبود ، بلکه آنروزها به اون ميگفنتند بمباران شهرها!!.وقتي از دبيرستان بيرون اومدم مردمي را ديدم که هرکدام به نقطه نامعلومي ميدويدند .همه جاي شهر را آتش ودود فراگرفته بود.صداي انفجارهاي متعدد همراه با تکانهاي شديد زمين تا دهها دقيقه طول کشيد .بخانه که دويدم، خواهر کوچکم درمنزل همسايه بود و گريه ميکرد اما از تو خبري نبود .زن همسايه گفت : مادرت به نانوايي رفته ،سريع با دوچرخه به طرف نانوايي رفتم ،اکثر کوچه هاي محله يمان بعلت بمباران در حال سوختن بوده و همه جا آثار بمبهاي ضد نفر جنگنده هاي رژيم ملعون صدام ديده ميشد .در هرطرف، دست وپاهاي بدون بدن و سوخته يا تکه تکه شده يافت ميشد .چند اتوبوس و ماشين  با آدمهايشدر حال سوختن بودند.سمت نانوايي، مردم زيادي جمع بوده و چند شي همچون چوب خشک از داخل نانوايي در آوردند،  بناگاه فردي مثل ديوانه ها ، يعد ديدن اونها فرياد کنان فرار نموده و موقع فرار مرتب ميگفت : خدايا اون شاطره،خدايا اون شاطره که سوخته !!.اونجا من تورا نيافته و همه جا را به دنبالت گشتم .ولي نه همسايه نه فاميل نه دوست هيچکدام از تو خبري نداشتند .ظهر شد و برادر کوچک و خواهرم از مدرسه آمدند.تشويش و نگراني اين کودکان ،نگراني منو بيشتر کرد. اگه يادت باشه من اون وقت نوزده سالم بود .ظهر به عصر و عصر به شب تبديل شده، ولي باز از تو خبري نبود.کم کم اکثر فاميل درخانه ما جمع شدند و نگراني ما را دوچندان کردند، فرداي آنروز نيز پيدايت نشد .صبح روز بعد بيمارستانها ،پزشکي قانوني و...همه بدنبالت گشته بودند تا اينکه خواهر زاده ات علي که سروان شهرباني بود و ترا خيلي دوست داشت ،منگ و مبهوت اومد و گفت : رحمت ،با هم بايد به جايي بريم!!!.جايي که قرار بود بريم بسيار دور بود .ميداني مادرجان عجيبترين چيز چي بود؟ اينکه پسرخاله و بقيه ما را به کنار درياچه اروميه و بداخل پادگان المهدي بردند.خداي من چه ميديدم اونجا محشر کربلا بود، صدها بدن بدون سر،دست و پاهاي بدون بدن و اکثر سوخته داخل تابوت يا روي نايلون گذاشته شده بودند.پسرخاله علي کمي با مکث و با ناراحتي گفت : برو و بگرد و ببين آيا ميتواني مادرت را پيدا کني ؟اما اشک مجال ادامه سخن گفتن را به او نداد .يکدفعه مثل اينکه مرابرق گرفته باشد ،تازه فهميدم که دچار چه مصبيتي شديم. تازه از داغ شهادت پدرمان نگذاشته بود ،که نبود تو نيز به آن اضافه شد .همه تابوتهارا ديدم تا اينکه ديدم پسرخاله کنارتنه سوخته فردي به آرامي ميگريد .تنه هيچ شباهتي به انسان نداشت بشدت سوخته و بدون صورت ، پا و دست بود تا اينکه با ديدن چند علامت ، نوع گره روسري ات که هيچگاه باز نبوده و گردنت را نشان نميداد ،از تکه کاپشن خارجي من که تازه خريده بودم و از شانس اون روز تو پوشيده بودي (جالبه اينکه خيلي کم سوخته بود!!!) ، .قسمتي از شلواردوخته شده توسط دختر خواهرت افسانه (که تورا بسيار دوست داشت و هر موقع از اصفهان ميامد فقط به فقط پيش تو ميماند ) ترا شناختم .بعد آن ديگرحتي نفهميدم چطور به خانه مرا آوردند!!. روزهاي متمادي بمباران اروميه ادامه پيدا کرد ولي هيچکدام ار فاميلها خانه يمان را ترک نکردند. و زير شديدترين بمباران تا مدتي پيش ما ماندند.روز اول بمباران اروميه آمارشهدا 550 شهيد و هزاران مجروح اعلام شد ،که تو نيز يکي از آنها بودي .مادرن جان حتي روز به خاکسپاريت باز هواپيماهاي عراقي باز به شهر حمله کردند، طوري که مردم موقع دفن اجساد ،شهدا را زمين گذاشته و فرار کردند ولي ما چون جز تو ،عزيز ديگري نداشتيم،ترا روي شانه هايمان تورا با احترام وعزت کامل تا آخرين لحظات کول کرده و به خاک سپرديم .ماهها طول کشيد تا بوي آخرين عطري که زده بودي از اتاقها محوشود .از آن موقع تا به امروز کمتر کسي در خانه يمان را ميزند انگار که ما نيستيم . جالبه بدوني بنياد شهيد فقط ده هزارتومان به ما داد و تا به امروز حتي يک بار نيز به خانه ما نيامدند.!!!!. اون روزها مد شده بود که زنها جز شهدا حساب نميشوند ؟!!!! و براي همين دليل تا سالها به ما چيزي خاص از بيناد شهيد تعلق نگرفت .تا اينکه مسولين وقتها تمام عقلشان روي هم ريختن و تازه فهميدن زنان نيز انسان هستند!!! و بخشنامه صادر کردند که قسمتي از مزاياي شهداي مرد را به خانواده هاي آنها بدهند !!. يادت باشه پرونده پدر نيزدر بنياد شهيد تا مدتها دچار مشکل بود ، پس ما مانديم چهار تا يتيم تنهاي تنها با آن همه مشکلات ،که اگر نبودند مردان خوش قلب و مسلماني که در خفا در بنياد شهيد و شهرباني به ما کمک ميکردند ،مطمئن ما از بين ميرفتيم !!!. همه دوستانمان با حسرت ميگفتند: خوش بحالتان که  بنياد شهيد حتي برف بام خانه يتان را پارو ميکند !!!! ولي غافل از آنکه ما اصلا بامي نداشتيم که برفي هم داشته باشيم .و نميدانستند که هرروز با وجود مشکلات شديد مالي با يک کيف بزرگ و پر از کپي مدارک و...پيش استاندار،فرماندار،امام جمعه ،نماينده مجلس در اروميه و تهران ،بيناد استان و تهران ،مجلس شوراي اسلامي در بهارستان و دهها وزير و معاون دهها سازمان مدعي نميرفتم که اثبات کنم زنها نيز شهيد بوده هرچند در اثر بمباران شهيد شده باشند.جالب بدوني همزمان با تو يکي مردهاي فاميل نيزدر اثر بمباران شهيد شد به خانواده آنها همه چيز تعلق گرفت ولي به ما نگرفت و گفتند کشته شدن زنان و کودکان بعنوان عارضه جنگه ولي کشته شدن مردان بعنوان يک شهادت حساب ميشود !!!!!و از همه جالبتر قبولي پزشکي من با وجود رتبه بسيار خوب درسال 1366 لغوشدولي دختر همون فاميل شهيده شده در بمباران به دانشگاه تهران رفته و آلان متخصص زنان و زايمان هست !!!. ظاهرا اون روزها مسايل چون قبلا مشابه اي نداشت، براي همين دليل راه حلي نيز براي آنهاپيدا نميکردند واين عين عدالت بود !!! . هر ماچند يتيم تا به امروز نيز به خاطر حفظ نظام مقدس جمهوري اسلامي و عزت شهدا مخصوصا شما دونفر لحظه اي دم نزده و به شرايط موجوداعتراض نکرديم ولي انصاف هم نبوده و نيست که خانواده اي شهدا توسط دولت فراموش ميشدند و ميشوند.اون روزها بين ارتش و بنياد شهيد در رابطه با درجه بندي شهدا اختلاف شديدي بودو دود اين اختلافات نهايتا به چشم تعدادزيادي از خانواده هاي شهدا رفته و ازبسياري از مزايا محروم ماندندکه يکي نيز خانواده ما بود ما دوشهيد داده بوديم ولي عملا از مزاياي خاصي استفاده نميکرديم .هرچند امروزه اين مشکلات تا حدودي حل شده ولي زخمهاي آنروزها چنان زياد هستند که گاه يکي سر باز زده و تا مدتها مشکل ايجاد ميکنند وهر گونه اقدام بنياد و دولت نوشدار بعد مرگ سهراب هست .بهرتقدير مادرجان خانم جميله رمضان شيخ سرمست بيست و چهارمين سالگرد شهادتت و بيست و هفتمين زمستان شهادت پدرم آقاي محمد سخني از به امام عصر (عج) تبريک و تسليت گفته و اميدوارم شفيع، ما  ، تمام فاميل ودوستان و تمام آنهايي که دوستشان داريم در روز قيامت باشيد .خداحافظ شما تا نوشتاري ديگر



نویسنده :دکتر رحمت سخنی - ساعت 1:2 روز يکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت

دکتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani

                                        حسادت ويرانگرترين حس زندگي انسانها

مترجم:  الهه عيوض زاده

انتخاب : دکتر رحمت سخني از مرکز آموزشي درماني امام خميني (ره) اروميه

حسادت هنگامي اتفاق مي افتد که شما نسبت به آنچه که ديگري دارد و شما نداريد واکنش منفي نشان مي دهيد. اين رفتار يک عادت ناسالم است که هر رابطه اي را بر هم مي زند. اگر شما حسود هستيد احتمالاصدمات ناشي از آن را در زندگي خود تجربه کرده ايد، اما در درون حسادت، ترس ها و انتظاراتي نهفته است که از بين بردن آنها سخت است، مگر اين که شما براي غلبه بر آنها تلاش ثمربخشي انجام دهيد.
    ــ اولين گام در اين راه آن است که ببينيد چه چيزي باعث حسادت شما مي شود. برخي موقعيت هاي خاص، تصاوير يا احتمالاتي را در ذهن شما ايجاد مي کند که خيلي شما را مي ترساند. بايد ببينيد اين تصاوير يا احتمالاتي که در حين حسادت در ذهن شما ايجاد مي شود، چيست؟
    مثلاوقتي همسر شما با همکارش يا يک دوست ارتباط برقرار مي کند شايد شما از اين که او با کسي که بهتر از شماست صحبت مي کند احساس ترس کنيد.
    اگر دوست شما وقتش را با ديگران بگذراند شايد شما از اين که دوستتان ديگري را به شما ترجيح دهد و ديگر نخواهد وقتش را با شما بگذراند بترسيد.
    ــ وقتي شما احساس مي کنيد که حسادت کنترل شما را به دست گرفته به روشي منفي عکس العمل نشان ندهيد. طرف مقابل را متهم نکنيد و سکوت نيز اختيار نکنيد. در اين حالت آنچه را که يک فرد کاملاقابل اطمينان، اگر به جاي شما بود انجام مي داد را انجام دهيد، حتي اگر اين کار در شما احساس عصبانيت کند. حسادت، هر نوع رابطه اي را خراب مي کند، پس حسادت را در همان ابتدا بشکنيد و از بين ببريد. در حالي که حس حسادتتان کاملااز بين رفته زماني را صرف بحث کردن راجع به احساستان کنيد و با ارتباطي عاري از خشم، آنچه را که بعدا باعث احساس حسادتتان مي شود بيان کنيد.

دکتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani 
    بدانيد که حسادت يک پيشگويي شخصي است. وقتي شما حسادت مي ورزيد، به رفتار ديگري پاسخ نمي دهيد، بلکه به آنچه که تصور مي کنيد رفتار ديگري به آن اشاره داشته پاسخ مي دهيد. به عبارت ديگر، شما به سناريويي در ذهنتان که شما را مي ترساند، اما هنوز اتفاق نيفتاده و شايد هرگز هم روي ندهد عکس العمل نشان مي دهيد.
    فرزند شما با بازي کردن با فردي ديگر ذاتا کار اشتباهي انجام نمي دهد، اما عکس العمل منفي شما نسبت به سناريويي که در ذهنتان خلق کرده ايد (که مثلاديگري بهتر يا مهم تر از شماست) باعث مي شود که شخص حالت دفاعي به خود بگيرد، زيرا شما او را متهم به انجام کار بدي کرده ايد. هرچه طرف شما تدافعي تر عمل کند شما بيشتر مشکوک شده و بيشتر حسادت مي ورزيد. اين چرخه اي است که از بين بردن آن خيلي سخت است.
    ــ اعتماد به نفس خود را تقويت کنيد. حسادت معمولامحصول احساس عدم امنيت و اعتماد به نفس پايين است. بعضي از مواقع ترس، ريشه در حس ترک شدن توسط کسي دارد که دوستش داريد يا ناشي از ترس از محروميت از عشق يا توجه ديگران است. پس شما نياز به يادگيري اين مطلب داريد که در همه موارد رفتار ديگران و زندگي آنها عکس العملي در برابر شما نيست.
    افراد داراي اعتماد به نفس بالامي دانند که حتي وقتي مورد تمسخر قرار مي گيرند يا پذيرفته نمي شوند اين هميشه به خاطر اين نيست که آنها طرد شده اند، بعضي اوقات اطرافيان کوته بين هستند. آنها مي دانند که حتي اگر کار خلافي انجام دهند، اين مساله از ارزششان نخواهد کاست. اين فقط به آن معناست که آنها نياز به يادگيري چيز جديدي دارند.
    ــ از مقايسه خود با ديگران پرهيز کنيد. با خود روراست باشيد. آيا کسي در دنيا وجود دارد که در زندگي فارغ از هرگونه مشکلي باشد؟ شايد برخي از افراد زندگي راحت تري داشته باشند مثل ثروتمندان، اما زندگي آنها همواره کامل و بدون نقص نيست. حتي مشاهير موفق نيز داراي شکست هايي در زندگي خود هستند، برخي از آنها با اعتياد دست و پنجه نرم کرده اند، زنداني شده اند، شانس هاي مهمي را در زندگي از دست داده اند يا دچار مشکلات عديده ديگري شده اند. با کساني که تصور مي کنيد همه چيز دارند دوست شويد. خواهيد ديد که آنها هم مشکلات زيادي در زندگي شان دارند. اما آنها زندگي خود را با نگراني از اين که کسي از راه خواهد رسيد و خوشبختي و شادي آنها را خواهد گرفت سپري نکرده اند. زندگي آنها دور از حسادت بوده است. از آنها ياد بگيريد.
    ــ اگر هنگامي که مي بينيد کسي که دوستش داريد زماني را با ديگران سپري مي کند با خود فکرکنيد که چقدر زمان براي بودن با او لازم داريد. اگر مقدار زماني که لازم داريد با فرزند، والدين، همسر يا دوستان خود بگذرانيد را تخمين زده و بعد ببينيد که آنها هيچ زماني را با شما نمي گذرانند حق داريد که حسادت کنيد اما اگر آنها زمان مناسبي را صرف بودن با شما مي کنند ولي شما باز هم احساس مي کنيد که کافي نيست، اين احساس سالمي نيست. سعي کنيد با فعاليت هاي ديگر سر خود را گرم کرده و وقت خود را سپري کنيد.
    ــ اعتماد کنيد. اگر به سادگي دچار حسادت مي شويد، احتمالاحس اعتماد شما به طرف مقابل از بين رفته است. بيشتر اوقات، اطمينان شما در گذشته خدشه دار شده و ترس از اين که دوباره اين اتفاق بيفتد باعث ترس شما شده است. در اين زمان از خود بپرسيد که شخص مورد نظر شما آيا قبلاحس اعتماد شما را از بين برده؟ اگر جواب منفي است پس نبايد با او مثل مجرم رفتار کنيد، اما اگر جواب مثبت است، اکنون زمان بخشش است، در غير اين صورت حسادت روابط شما را نابود مي کند. پس زمان بدهيد تا مشکلات حل شود.
    ــ مثبت باشيد. حسادت رفتاري مبتني بر ترس است. شما زمان زيادي را صرف نگراني در مورد اتفاقات بدي مي کنيد که هنوز رخ نداده اند يا حتي هرگز اتفاق نخواهند افتاد. در اين حالت شما احتمال روي دادن اتفاقات بد را افزايش مي دهيد. سعي کنيد روي جنبه مثبت هر چيز تمرکز کنيد. به خاطر آنچه داريد سپاسگزار باشيد و به خاطر داشته باشيد که اگر کسي کاري را براي صدمه زدن به شما انجام مي دهد، کاري از شما برنمي آيد. نق زدن، متهم کردن، تجسس و هر کاري از اين دست، شما را از صدمه ديدن حفظ نخواهد کرد. اگر شما کسي را باور داريد به او کاملااعتماد کنيد اما اگر به کسي اعتماد نداريد رابطه تان را با او قطع کنيد، چرا که شما شايسته ارتباط بهتري هستيد. در بيشتر موارد افراد حسود، خودشان هم کاملابه حسادت خود واقفند و اولين سوالي که برايشان مطرح مي شود اين است که چگونه جلوي حسادت خود را بگيرند. جواب اين است که اعتماد و اطمينان چيزي است که مي تواند جلوي حسادت را بگيرد.

دکتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani
    آنچه که دانستن اش مهم است اين است که هر کسي مي تواند جلوي حسادت خود را بگيرد. اگر افراد تنها يک چيز را ياد بگيرند مي توانند با حسادت خود مبارزه کنند. اين نکته ساده اي است اما چيزي است که تقريبا هيچ کس تمايلي به انجام آن براي مبارزه با حسادت و ساختن يک زندگي خوب و روابط عالي ندارد.
    آن نکته اين است، مسووليت حسود بودن را به عنوان يک عمل بپذيريد و خود را متعهد به برطرف شدن آن کنيد. خيلي از افراد مي گويند که تمايل به درمان حسادت دارند اما اين فقط در حد حرف است و در عمل کاري براي حل آن نمي کنند.
    بدون پذيرفتن مسووليت اين رفتار (يعني حسادت) و سعي در درمان آن نمي توان از شر حسادت خلاص شد. اين کار مثل نمک ريختن روي يک زخم است که تا وقتي تصميمي جدي نگيريد و کاري براي آن نکنيد هرگز درمان نمي شود. شايد دليل اين که افراد سعي در درمان حسادت خود نمي کنند اين باشد که قضيه هنوز برايشان به قدر کافي بد نشده؛ براي بسياري از مردم حسادت به قدر کافي به زندگي شان لطمه نزده که سعي در برطرف کردن آن داشته باشند.
    يک باور رايج ديگر بين مردم اين است که انسان نمي تواند با حسادت خود مقابله کند. آنها تصور مي کنند که حسادت جزيي از شخصيت آنهاست که راه حلي براي آن متصور نيست. البته دلايل متنوع ديگري هم براي عدم درمان حسادت وجود دارد مثل ترس از تغيير، تجربيات گذشته و غيره حال اگر فرد پذيرفت که حسود است و قلبا تمايل به درمان آن داشت بايد يک سري کارها را انجام دهد. فرد نياز به ابزار و مهارت هاي خاصي براي غلبه بر حسادت دارد. يکي از اين ابزارها يادگيري تشخيص اين مطلب است که چه زماني حسادت به سراغ شما مي آيد و چه کاري براي مهار آن بايد انجام داد. افکار حسودانه، همان داستان هاي منفي است که در ذهن خود مي سازيم. هرگاه اين داستان ها به ذهن ما رسيدند بايد سريعا از خود بپرسيم که اين داستان حقيقي است يا تنها ساخته ذهن ماست. پاسخ به اين پرسش به شما کمک مي کند تا فرق بين واقعيت و خيال را تشخيص بدهيد. در اين حالت شما قادر به مبارزه با حسادت خواهيد بود.

دکتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani
    اما اگر حسادت غيرمنتظرانه و به يکباره به سراغ شما بيايد چه بايد کرد؟ در اين حالت يک نفس عميق بکشيد و به احساس خود اجازه دهيد که بدون هيچ عکس العملي همان جا بماند. در اين حالت شما مي توانيد بهتر فکر کرده و فرق بين افکار خيالپردازانه و واقعيت را تشخيص دهيد. به هر حال بدانيد حسادت يک حس ويرانگر است که زندگي شما را خراب مي کند و روابطتان را به نابودي مي کشاند. پس هر چه زودتر براي رفع آن اقدام کنيد.

روزنامه جام جم
شماره پياپي 2476
پنجشنبه بيست و ششم دي ماه

http://www.rs272.com/

http://rs1362.blogdoon.com/

http://rs272.persianblog.ir/

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.parsiblog.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI 



نویسنده :دکتر رحمت سخنی - ساعت 22:41 روز شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت

دکتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani

 درمان کساني که با سوظن زندگي افراد را از هم ميپاشند!!

نوشته  : دکتر رحمت سخني از مرکز آموزشي درماني امام خميني (ره) اروميه
همه ما در زندگي روزمره بسيار اتفاق افتاده که با افراد حسود و بخيل روبرو شده  و از گزند نگاه ها و اعمال زشت شان خسارت نديده نباشيم اما آنچه خيلي مهم است همراهي اين خصلت زشت با سوظن است که خانمانسوزترين مشکلات را براي افراد حتي گاها در حد نابودي زندگي يک نفر يا گروه کثيري از انسانها ميشود .اين مقاله که اقتباسي از دوستانمان در سايت عصر ايران بوده جهت درمان اينگونه افراد ارائه ميشود که اميدوارم علاوه بر درمان اين بيچارگان مورد استفاده خوانندگان انديشمند نيزشود :

آنچه که زندگي انسان را از ساير حيوانات متمايز‌ ‌مي‌کند و به آن رونق و حرکت و تکامل مي‌بخشد، روحيه ‌همکاري گروهي است و اين در صورتي‌ ‌امکان‌پذير است که اعتماد و خوش‌بيني بر همگان حاکم باشد و افراد به دور از ‌هر گونه سوء ظن‌ ‌و بدگماني باشند، چرا که سوءظن اساس اعتماد متقابل را درهم‌ مي‌کوبد، پيوندهاي تعاون را از‌ ‌ميان ‌برداشته و روحيه اجتماعي بودن را تضعيف مي‌کند.‌ ‌

در زندگي فردي نيز اگر‌ ‌انسان با افکار منفي يعني احساس ناتواني و خودکم‌بيني همراه باشد در حقيقت سيستم‌ ‌دفاعي خود را عليه خويش فعال نموده و زمينه‌ساز شکست دروني خويشتن مي‌شود‌، ‌به عبارت ديگر همه ‌ما اگر به طور مداوم انديشه‌ها و افکار منفي را در سر بپرورانيم‌ ‌و از کاه، کوهي بسازيم و تمام رفتارهاي ديگران ‌را حمل بر دشمني و تحقير نماييم،‌ ‌به تدريج اين افکار منفي بر ما مسلط مي‌شود و ناخود‌آگاه بخش عظيمي از ‌توانايي‌هاي‌ ‌بالقوه و بالفعل خود را هدر مي‌دهيم و در نتيجه بي‌حوصله، افسرده، عصبي و ناتوان‌ ‌مي‌شويم، همه ‌چيز و همه‌کس در نگاه ما منفي، غم‌انگيز و نااميدکننده خواهد بود و از‌ ‌آنچه داريم هيچ لذتي نمي بريم و احساس ‌خوبي هم نداريم.

بنابراين، بدبيني سرچشمه‌ ‌همه ناراحتي‌هاي روحي و رواني و موجب اضطراب و نگراني ‌است و شخص بدبين، بيشتر از‌ ‌ديگران غمگين، خود خور و ناراحت است و به علت گمان‌هاي بدي که درباره‌ ‌اشخاص و‌ ‌پديده‌ها دارد، بسيار در رنج و عذاب دروني است.‌ ‌در نتيجه از همنشيني با دوسـتـان و رفـت و آمـدهـاي‌ ‌مـفيد اجتناب مي‌ورزد و به تنهايي و عزلت بيشتر تمايل دارد و ‌از شادي و نشاط روحي‌ ‌بي‌بهره است و شايد کار به جايي برسد که از همه‌ کس و همه‌ چيز هراس پيدا مي‌کند و‌ ‌هر تحرکي را از سوي هر کس به ضرر خود مي‌بيند و چنين تصورمي کند که همگان کمر به‌ ‌نابودي و حذف او ‌بـسـته‌اند.‌‌

انسان بدگمان در اثر دوري از مـعــاشــرت‌هــاي ســودمـنـد و‌ ‌فـاصـلـه گـرفـتـن از ديگران، از تکامل و رشد فکري باز ‌مي‌ماند و هميشه تنهاست و از‌ ‌تنهايي رنج مي‌برد و از کمترين صفاي روحي برخوردار نيست.‌ ‌آنکه زندگي اش همراه‌ ‌با سوء ظن است هميشه در دل به بدگويي و غيبت ديگران مشغول و از اين جهت است که ‌برخي‌ ‌از علماي اخلاق از سوء ظن به عنوان غيبت قلبي و باطني نام برده‌اند.‌

همچنين در‌‌جمعي که ديدگاه‌هاي منفي و گمانه‌زني‌هاي بي‌دليل در مورد ديگران امري رايج و عادي‌ ‌در اذهان ‌عموم افراد باشد، دوستي و الفت از ميان آنها رخت بر مي‌بندد وحجم غيبت به‌ ‌سبب بدگماني افزايش مي‌يابد.

بدگماني و سوءظن نوعي ستمگري در حق ديگران است و‌ ‌باعث افزايش ترس ميان آحاد جامعه مي‌شود زيرا مردم ‌پيوسته در هراس‌ مي‌باشند که مبادا بي‌ ‌دليل در معرض اتهام قرار بگيرند و آبـروي‌شـان بـه مـخـاطـره بـيـفـتد. پس بدبيني ‌بزرگترين‌ ‌مانع همکاري‌هاي اجتماعي، اتحاد و پـيـوستگي دل‌هاست و سبب گوشه‌گيري، تکروي و‌ ‌خودخواهي ‌انسان‌ها مي‌شود وچه بـسـا افـراد ارزنـده‌اي کـه مـي‌توانستند منشاء کـارهـاي‌ ‌مـهم و ارزشمند باشند، اما براثر بدگماني ‌خود يا بدگماني ديگران نسبت به آنها از‌ ‌پيشرفت و ترقي بازمانده‌اند.‌ ‌

راهکارهاي‌ ‌رهايي از سوء‌ظن و بدبيني

ممکن است گفته شود که گمان خوب يا بد يا‌ ‌به اصطلاح مثبت‌نگري يا منفي‌نگري امري اختياري نيست، بنابراين ‌چگونه مي‌توان از آن‌ ‌جـلــوگـيــري کــرد؟ در هـمـيـن راسـتـا تـوصـيـه‌هايي از سوي علماي اخلاق بيان گرديده که به اختصار‌ برايتان بازگو مي‌کنيم:

1-منظور از نهي از سوء‌ظن، نهي از ترتيب‌ ‌اثردادن به آن است، يعني هرگاه گمان بدي نسبت ‌به شخصي مـسـلـمان در ذهن پيدا شد در عمل‌ ‌نبايد کوچکترين اعتنايي به آن کرد، يعني نحوه تعامل خود را تغيير ‌ندهيم. بنابراين‌ ‌آنچه گناه است ترتيب اثر دادن به گمان بد مي‌باشد.

2‌- پرهيز از همنشيني با‌ ‌افراد ناپاک و ناسالم و نامتعادل، زيرا انسان بر اثر همنشيني با آنها از ويژگي‌هاي‌ ‌اخلاقي ايشان تأثير مي پذيرد و کم‌کم به افراد خوبي که با او همرنگ و هم‌عقيده‌ ‌نيستند، بدبين مي‌شود.

3- کنترل مجاري ادراکات، چرا که قرآن کريم در آيه 36 سوره اسراء تمام مجاري‌ ‌فهم انسان را مسئول دانسته است.پس قطعا‌ً چشم و گوش ودل ‌همگي مسئول‌ مي‌باشند.‌ ‌اگر کنکاشي در علل پيدايش سوءظن داشته باشيم مي‌بينيم که ادراکــات حـسـي و بـالاخـص‌ ‌ديـدنـي‌هـا و ‌شنيدني‌هاي ما در شکل دادن افکار و تخيلات ما سهم به سزايي دارند، در نتيجه‌ ‌يکي از بهترين راههاي تدبير ‌خواست ‌ها و تسلط بيشتر بر خود و پيروزي بر خواهش نفساني‌ ‌و وساوس شيطاني در مورد متهم کردن ديگران، ‌مهار ادراکات و بيش از همه مهار چشم و‌ ‌گوش است .

4- توجه به آثار بد منفي نگري و سوء ظن و دقت در آيات و رواياتي که‌ ‌سوء ظن را تقبيح کرده و به حـسـن ظن ‌تشويق نموده‌اند.‌ شايان ذکر است،هيچ‌کس‌ ‌نبايد کاري کند که مردم به اوســوء ظــن پـيـدا کنند و سخن پاياني اينکه از بــارزتــريــن‌ ‌نـشـانـه‌هاي نابساماني روحي و رواني، سوء ظن و بـدگـمـانـي اسـت. همچنانکه ‌پيامبر(ص) در اين مورد فرمودند: از ظن و گمان پرهيز کـنـيـد زيـرا کـه ظـن و ‌گمان، دروغ ترين سخنان است.‌


نویسنده :دکتر رحمت سخنی - ساعت 20:51 روز دوشنبه ۲۱ دي ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت

دکتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani

هرگز به پزشک خود دروغ نگوييد

نوشته : دکتر منصوراشرفى‏ عضو کالج بين‏المللى جرّاحان‏

ويرايش مجدد :دکتر رحمت سخني از مرکز آموزشي درماني امام خميني ره اروميه
هرگز به پزشک خود دروغ نگوييد زيرا دروغ شما چه‏بسا پزشک را در تشخيص بيمارى به اشتباه بيندازد و در معالجه شما، مشکل پيش آيد. گفته‏اند که هرگز نبايد دروغ گفت و هر سخن راست را نيز بى‏جهت نبايد گفت. چون به پزشک خود، اعتماد کرده‏ايد پس به وى دروغ نگوييد چه شايد در تشخيص بيمارى، اشتباه نمايد. گاهى ممکن است به پزشک خود دروغ بگوييد چه، احتمالاً از بيان همه حقايق، خجلت‏زده شويد و در تنگنا بيفتيد ولى بدانيد که اين امر باعث لطمه به تندرستى شما خواهد شد.
غالب افراد دانا، خودآگاهانه به پزشک، دروغ نمى‏گويند چون مى‏دانند اگر حقيقت را از پزشک، پنهان نمايند تندرستى‏شان به خطر خواهد افتاد، اما متأسفانه عادت بد (يا نبود عادت خوب) باعث مى‏شود گاهى به دروغ‏گفتن، متوسل شويم و يا مسأله را کمى وارونه جلوه دهيم. اصلاً بايد ديد چرا برخى افراد چنين مى‏کنند در صورتى‏که اگر دقيقاً راست نگوييم، عواقب ناگوارى گريبانگير ما خواهد شد.
براى نمونه اگر عوامل ايجادکننده نارسايى جنسى را مخفى کنيد و يا سابقه ابتلا به بيمارى‏هاى مقاربتى را انکار کنيد جز پشيمانى، چيزى نصيب شما نخواهد شد و اگر با وجود اينکه فرد تن‏پرور و کم‏تحرکى هستيد خود را ورزشکار معرفى نماييد، چه سودى خواهيد برد؟
عدم صداقت در بيان مطلب در برابر پزشک، قطعاً در درازمدت به تندرستى شما زيان خواهد رساند. در زير، دست‏کم، هفت مورد را يادآورى مى‏کنيم که احتمالاً حقيقت امر به پزشک گفته نمى‏شود. و در عين‏حال مى‏بينيم که اين نبود صداقت چه اثرى بر تندرستى دارد.

دروغ نخست‏

مى‏گوييد سيگار نمى‏کشيد درصورتى‏که خود شما مى‏دانيد که روزى سه چهار نخ (عدد) سيگار مى‏کشيد. اين دروغى است که غالباً پزشکان مى‏شنوند. بيشتر بيماران از اين مى‏ترسند که پزشک آنان را سرزنش کند و شديداً از اين امر، نهى و خطرهاى آن را گوشزد نمايد.
چه‏بسا که با اين دروغ‏گفتن داروهاى پزشک موثر نباشد فکر نکنيد که با انکار سيگار کشيدن ،کسى را گول مى‏زنيد چه، اکثر پزشکان اين دروغ شما را باور ندارند چون بيمارانى که حتى روزانه بيش از يکى دو عدد سيگار نمى‏کشند، باز هم بوى سيگار مى‏دهند. پس صداقت در اين مورد پايه درمان است. چون تقريباً 50 درصد کسانى که روزانه يک پاکت سيگار به مدت بيست سال مى‏کشند، از بيماريهاى مرتبط با سيگار مانند سرطان ريه و ديگر سرطان‏ها ويا بيماريهاى قلبى و عروقى خواهند مرد.
بانوانى که در دهه‏هاى 30 و 40 عمر خود ولو روزانه چند عدد سيگار مى‏کشند و از قرص‏هاى ضدباردارى هم استفاده مى‏کنند، به قدر کسانى که زياد سيگار مى‏کشند در معرض خطر هستند. توأم‏کردن قرص‏هاى ضدباردارى با کشيدن سيگار، گرچه براى چند هفته، بانوان را در معرض لخته‏شدن خون در رگها و سکته مغزى قرار مى‏دهد.
اگر شما باردار هستيد، سيگار کشيدن حتى به مقدار کمى، کمتر از ده عدد سيگار در روز، بچه داخل شکم شما را در معرض خطر جدى زايمان زودرس قرار خواهد داد و او را مبتلا به «آسم» خواهد نمود و مدتى پس از تولد نيز او را در معرض سندرم مرگ ناگهانى قرار خواهد داد. افزون بر اين، افرادى که به اصطلاح، سيگارکش سبک هستند باز هم در معرض همان خطراتند که سيگارکش‏هاى قهار. آشکار است هرچه بيشتر سيگار بکشيد در معرض خطر بيشترى خواهيد بود.
اين را بدانيد که هيچ مرزى نيست که بگوييد اگر از اين خط، تجاوز کنم با خطر مواجه خواهم شد بلکه خطر از گام نخست، آغاز مى‏شود.
در يک مطالعه تازه که در بريتانيا روى بانوان 16 تا 44 ساله انجام گرفته است به اين نتيجه رسيده‏اند که حتى در افرادى که روزى تنها پنج نخ سيگار مى‏کشند خطر بيمارى قلبى، دوبرابر غيرسيگارى‏هاست. هماهنگ کردن درمان با پزشک نيز مى‏تواند براى ترک دائمى سيگار، کمک نمايد.
مطالعه‏ها و تجربه‏هاى زياد، نشان داده است که کمک و تشجيع پزشک، در ترک سيگار، بسيار موثر است.

دروغ دوم‏

آغاز آخرين دوره عادت ماهانه را به‏طور دقيق به پزشک بگوييد گرچه ممکن است گاهى آن را فراموش کرده باشيد.

صداقت به‏طور عموم، مهم است‏

مردم به‏طور اعم و بانوان به‏طور اخص نبايد از پزشک، خجالت بکشند بلکه بايد مسايلى را که مربوط به تندرستى آنان است با پزشک در ميان بگذارند. چه‏بسا علائمى را که شما آنها را بى‏اهميت مى‏دانيد، پزشک را به تشخيص عارضه‏اى رهنمون شود. براى نمونه اگر عادت ماهانه شما نامنظم شده است يعنى يا زياد است و سنگين و يا زودتر از موعد مقرر است ممکن است شما غده «فيبروئيد» در رحم داشته باشيد و يا شايد عفونتى در کار است.
افزون بر اين، برخى عوامل، به گونه‏اى بغرنج، ممکن است با دوران عادت ماهانه شما مرتبط باشد. اگر شما شکم‏درد داريد و درست وسط عادت ماهانه شماست، ممکن است اين درد در اثر تخمک‏گذارى باشد که طبيعى تلقى مى‏شود. حال اگر شما تاريخ درست و دقيقى درباره آغاز دوره عادت ماهانه ندهيد ممکن است پزشک دچار اشتباه شود و آن درد را به حساب درد دستگاه گوارش و احياناً درد ناشى از التهاب آپانديس بگذارد.

دروغ سوم‏

وقتى که پزشک، وضع سلامت روانى شما را مى‏پرسد، پاسخ مى‏دهيد که همه‏چيز، عالى است درحالى‏که واقعيت، غير از آن است چون ممکن است اخيراً کمى دچار افسردگى بوده‏ايد. گاهى بانوان اساساً فراموش مى‏کنند که به خاطر اضطراب و يا افسردگى به پزشک مراجعه کرده‏اند درحالى‏که فقط علايمى مانند سردرد، بى‏خوابى، بى‏قرارى و نظاير آن را به پزشک مى‏گويند در صورتى‏که اينها ممکن است نشانه‏هايى از اضطراب و افسردگى باشند.

صداقت، کليد سلامت است‏

افسردگى اگر با دقت و به درستى درمان نشود ممکن است آدمى را به بيمارى‏هاى ديگر دچار نمايد از جمله ديابت (بيمارى قند)، بيمارى قلبى و آسم. حتى ممکن است چنين فردى به فکر خودکشى باشد در صورتى‏که اظهار واقعى وضع روحى - هيجانى به پزشک، مى‏تواند شما را از خطرهايى که سلامت شما را تهديد مى‏کنند، مصون دارد. پزشک مى‏تواند دريابد که احتمالاً از نظر جسمى، عارضه‏اى در شما وجود ندارد، بلکه از نظر روانى ، نيازمند کمک هستيد و چه‏بسا که ناراحتى شما را بدون دارو، درمان نمايد. حتى مى‏تواند شما را تشويق به راه‏پيمايى بکند چون اگر هر روز مدت 30 دقيقه تند راه برويد مى‏توانيد عوارض افسردگى و يا هيجانى را بهبود بخشيد. در عرض يک هفته خواهيد ديد که حرکت و راه‏پيمايى به اندازه داروهاى ضد افسردگى در شما موثر است به‏طورى که از بازگشت افسردگى نيز جلوگيرى مى‏نمايد.
اگر شما دچار افسردگى شديد هم هستيد، باز هم راه‏پيمايى، بهترين درمان است. البته در صورت لزوم، پزشک، دارو نيز تجويز خواهد کرد
.

http://www.shareh.com

http://www.rs272.com/

http://rs1362.blogdoon.com/

http://rs272.persianblog.ir/

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.parsiblog.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI



نویسنده :دکتر رحمت سخنی - ساعت 21:46 روز جمعه ۴ دي ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت

                                دکتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani

منشا آثاردکتر آنتوان چخوف و افتتاح سايت دکتر سپيده رضا زاده

نوشته و طراح سايت : دکتر رحمت سخني از مرکز آموزشي درماني امام خميني (ره) اروميه

سايت زيرچهل و چهارمين سايت مشاوره پزشکي است که درمرکز آموزشي درماني امام خميني (ره) شهرستان اروميه مرکز هميشه سرسبز و قهرمان آذربايجان غربي افتتاح و انشالله بزودي با مديريت پزشکي توانمندو باسواد و آگاه به مسايل روز پزشکي سرکار خانم سپيده رضا زاده اداره خواهد شد . من نيز بعنوان طراح سايت ، آرزوي موفقيت روزافزون براي ايشان در تمام مراحل زندگيشان را از خداوند متعال خواستارم و طبق روال پستهاي قبلي ، نوشتار يادگاري براي اين همکار نوشته که اميدوارم که مورد توجه خوانندگان محترم سايت نيز قرار گيرد .نام دکتر آنتوان چخوف و آثار ادبي بسيار زيبايش زبان زد عام و خاص در تمام دنياست ولي جالبترين موضوع در زندگي دکتر چخوف تاثير شگرف رشته پزشکي در خلق آثارادبي او ميباشد که در اين رابطه از زبان خود دکتر آنتوان چخوف ميخوانيم :

من آنتون چخوف در هفدهم ژانويه سال 1860 در "تاگانرک" به دنيا آمده ام. ابتدا در مدرسه يوناني "کليساي امپراطور قسطنطنين" به تحصيل مي پرداختم بعد در مدرسه "گرامر" تاگانرک به تحصيل خود ادامه دادم. در سال 1879 به دانشگاه مسکو رفتم و در دانشکده پزشکي نام نويسي کردم. در آن موقع عقيده مبهم و اطلاع گنگي از دانشکده ها داشتم و يادم نيست که چرا دانشکده پزشکي را انتخاب کردم. اما بعدها هم از اين انتخاب خود پشيمان نشدم. در همان سال اول دانشکده به نويسندگي در مجلات هفتگي و روزنامه ها پرداختم و وقتي دانشکده را تمام کردم نويسندگي حرفه ام شده بود. در سال 1888 جايزه پوشکين به من عطا شد در سال 1890 به جزيره ساخالين رفتم که کتابي درباره تبعيديها بنويسم.
در زندگي ادبي بيست ساله ام صرفنظر از گزارشهاي حقوقي، يادداشتها مقالاتي که روز به روز در روزنامه انتشار دادم ام -که پيدا کردن و جمع آوري آنها مشکل است- بيش از سيصد داستان و
افسانه نوشته و به چاپ رسانده ام. نمايشنامه هم براي تئاتر تنظيم کرده ام.
بي شک تحصيلات من در دانشکده پزشکي تأثير مهمي بر آثار ادبيم داشته است. اطلاعات پزشکي نيروي مشاهده مرا تقويت کرده است و دانش مرا نسبت به جهان و مردم غني و سرشار کرده است. ارزش حقيقي اين علم و تأثير آن را در آثار ادبي من فقط يک دکتر مي تواند درک بکند و بعلاوه تأثير مستقيم علم پزشکي در آثار من چنان بوده که از خيلي اشتباهات بر کنار مانده ام. آشنايي من با علوم طبيعي و با متد و روش علمي هميشه مرا در راه منطقي نگاه داشته است و من تا آنجا که ممکن بوده است کوشيده ام که اصول علمي را مورد ملاحظه قرار بدهم و آنجا که رعايت و پيروي از اصول علمي امکان نداشته است اصلاً از نوشتن چنان مطلبي صرفنظر کرده ام.
اين را بايد اضافه کنم که ابداع هنري هميشه با اصول علمي وفق نمي دهد. مثلاً محال است که روي صحنه، مرگ يک نفر سم خورده را ،آنگونه که در عالم واقع اتفاق مي افتد نشان داد. اما مي توان با رعايت اصول علمي آن صحنه را به طبيعت نزديک کرد. چنانکه خواننده يا تماشاچي در عين حالي که کاملاً به ساختگي بودن و عدم واقعيت آن صحنه واقف است ،دريابد که با نويسنده مطلعي سرو کار دارد.

http://sera.parsiblog.com/



نویسنده :دکتر رحمت سخنی - ساعت 21:53 روز جمعه ۲۷ آذر ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت

دکتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani

 

داستان فريادي درخلاء وافتتاح سايت مشاوره پزشکي دکتررجب هماسان

نوشته و طراح سايت : دکتر رحمت سخني از مرکز آموزشي درماني امام خميني (ره) اروميه

خوانندگان محترم ، سايتي که ملاحظه مي کنيد چهل و دومين سايت مشاوره پزشکي است که در مرکز آموزشي درماني امام خميني (ره) دانشگاه علوم پزشکي اروميه مرکز هميشه سر سبز و غيور آذربايجان غربي افتتاح شده و انشالله بزودي با مديريت پزشکي بسيار با تجربه و صبور که سالها در راه درمان و پيشگيري بيماريها کوشيده و دنيايي از تجربه مخصوصا در رابطه با پزشکي قانوني و اورژانس بوده اداره خواهد شد .من نيز به عنوان طراح سايت براي ايشان آرزوي موفقيت در تمام مراحل زندگيشان را از خداوند متعال خواستارم .طبق روال گذشته براي اين دوست عزيزنيز يک يادگاري به صورت نوشتاري تقديم  ميکنم که اميد است مورد توجه قرار گيرد: آن روز سهراب سپهري با صداي پاي آب خود مهمان سفره دلتنگي هايم بود .به او گفتم سهراب جان صداي آبت آمد ولي از آب خبري نشد !! سهراب گفت هرزمان مثل يک عاشق پاک شدي ، آن را نيز خواهي ديد .اشک  در نهان خانه دلم لبريز گشت و در شيارگونه هايم جاي گرفت .با قلبي محزون به خانه محمد علي بهمني رفتم و با دست احساس وجودم ، در زدم .او با مهرباني گفت بفرما گفتم محمد علي جان ، من دل سپره بودم او سر سپرده مي خواست و...محمد اجازه نداد ادامه بدهم و گفت راهت را بکش و برو دگر در اين زمانه براي دلسپردگان جايي نيست .نادم تر از کنار مزار فروع فرخ زاد گذشتم ديدم روي سنگ مزارش نوشته شده ، .....من از نهايت تاريکي و نهايت شب حرف ميزنم ،اگر به خانه من آمدي براي من اي مهربان ،چراغ بيار و يک دريچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم ...ديگر نتوانستم چشمه اي از اشک ديدگانم ، روانه شستن مزارش نکنم .لختي کتاب ديوان حافظ را گشودم و اين جمله آمد ، گفتم که ماه من شو گفتا غمت سر آيد گفتم  زمهر ورزان رسم وفا بياموز گفتا ز خوب رويان اين کار کمتر آيد ....ديگر شيشه بلوري قلبم ترک خورد و در خلا دلتنگهايم فريادي از اعماق وجودم سر کشيدم .شهاب سنگي از کنارم گذشت و خنديد وگفت :اينجا صدايت را حتي خودت هم نخواهي شنيد وادامه داد ، ديوانه ديگري وارد خلا شده او را دريابيد و تبسمي معني داري کرد و رد شد و من ماندم با فريادهاي بي صدا در خلا ء!!!

www.rahe.parsiblog.com



نویسنده :دکتر رحمت سخنی - ساعت 20:35 روز سه شنبه ۲۴ آذر ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت

دکتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani

ما پزشکان عاشق خلقت زيبايي، بنام انسان ، توسط خداونديم

روزي نيست که از من نپرسند، که چرا دهها سايت پزشکي را رايگان مديريت و به بيمارن کمک و آموزش و درمان از راه دور مي کنم ؟و فردي نمانده که نپرسد چه سودو منفعتي ازاين سايتها داشته يا ميتوانم داشته باشم؟.ولي کسي نميتواند باور کند که حتي يک ثانيه نيز به جواب اين سوالاتي که پرسيده ميشود فکر نکرده و نخواهم کرد . چرا که پزشکي يک عشق بوده و اين کارها علاوه بر علاقه يک زکات دادن علم مان است. من علاوه بر رشته پزشکي ،تاريخ را نيز بسيار دوست دارم و در ميان ميليونها کلمه وجمله آن ياد گرفته ام که به زحمات دانشمنداني مثل اديسون که تمام زندگي انسانها از لطف اختراعات فراوان اوست ،با تعمق و آگاهانه نگاه کرده و با احترام نظاره کنم .کجايند آن انديشمندان و دانشمنداني که شبانه روز خود و خانوادهايشان را وقف نجات و راحتي انسانها کردنده اند؟.کيست که مدعي دادن پاداش در خور و شان اين افراد در طول تاريخ باشد ؟. آنچه تاريخ به ما در اين باره مي آموزد ،بي مهري دولت مردان و سلاطين به مردان و زناني بوده که همه راحتي مان از آنهاست .کجاست آن مهرورزي ها و دوستي ها که گاه در حد يک حماسه بوده است ؟کجايند آن مردان وزنان بي آلايشي که براي نجات ميهن و اعتقاداتشان ،با ارزش ترين سرمايه ،همانا جان شيرين خود را فدا نکردند ؟.زمان جنگ تحميلي ايران و عراق چه دوستاني که مثل يک گل زيبا براي نجات سرزمين ايران اسلاميمان پرپر شدندو عاشقانه نداي رهبرخود را لبيک گفتند.پس دادن زکات علم آن هم از طرق پيشرفته اي مثل اينترنت کجايش ديوانگي و بطالت وقت ميباشد .بقولي کس نخارد پشت من مگر ناخن انگشت من، اينکه من يک پزشکم وبايستي در نجات انسانها بکوشم حرفي نيست ، ولي آيا درمان و پيشگيري از بيماريها کافيست ؟!.پس اين همه ادعاي مسلماني ما کجا ميرود ؟ کفاري که ما مسلمان انها را قبول نداشته  ، شب و روز بدون در نظر گرفتن رنگ و نژاد و زمان و مکان در طول تاريخ ، بعد قرون وسطي مدام کشف کرده  و اختراع ميکنند وجالبترين موضوع اين هست که يافتهاي خود را نيز به تمام انسانها در تمام جهان بسيار آسان ارائه ميکنند. هرچند گاها تعدادي از اين افراد با فروش علم خود ، به نان و نوايي نيز ميرسند ، ولي مجموعا همه يشان اينگونه نيستند .ولي ما کجاي کاريم ؟ راست گفته اند که تاريخ مادر تمام علوم است .يک لحظه به اطرافتان بنگريد آيا کشور مسلماني است که درگير جنگ داخلي يا خارجي يا به گونه اي درگير مشکلات عجيب و غريب سياسي يا اجتماعي نباشد ؟.منصفانه است که تمام اين مشکلات را گردن دشمن و کفار بياندازيم ؟چه شيعه باشيم و چه سني آيا به کلمات نمازي که هر روزميخوانيم لحظه اي آگاهانه ميانديشيم ؟! .فقط اگر در همان سوره توحيد و حمد توقف آگاهانه داشته باشيم ، چه اکتشافات دروني و بيروني فراواني که آسان بدست نياوريم.انصاف است مدعي مسلماني باشيم ،ولي در دنيا ببينيم که فاسدترين حاکم ها و افراد در کشورهاي مسلمان زندگي ميکنند !! ، يکي خالص ترين ماده مخدر را توليد ميکند ، يکي شيعه کشي و يا سني کشي ميکند ، در يکي از آنها فحشا کمترين نمود جامعه يشان  است ،يکي خشونت را با نام دين علنا رواج و ترويج و برادر کشي را يک راه رفتن به بهشت ميداند!! ،يکي روي نفت و گاز خدادادي نشسته و اصلا کار نميکند ولي در عوض هر روز در کاباره ها و دانسينگهاي کشورهاي کفر در روز روشن به عياشي مي پردازد و مشتري مخصوص اينگونه جاهاست ؟!! ، وديگري................آنچه که من يا دوستانم در اينترنت انجام ميدهيم ،علاوه بر دادن زکات علم خود ، واکسيناسيوني براي تمامي جواناني که ميخواهند در محيطي سالم به دور از هر گونه جهالت وناداني اجتماعي مسايل پزشکي عمومي و خصوصي خود را مطرح کنند ، ميباشد.همه بايد مطمئن باشند در تمام طول تاريخ ، پزشکي يک رشته مردمي و خداپسندانه بوده و پزشکان کمترين خطاي اخلاقي را نسبت به ساير اقشار جامعه دارند ،هرچند تعداد اندکي از افراد به خاطر ناداني ،جهالت و حسادت وگاها آگاهانه به عمد از روي غرض ورزي چهره خوب و خداپسندو فداکار پزشکان و پرستاران و جامعه پزشکي را خدشه دار ميکنند. ولي همين افراد زمان بيماري و حتي مرگ به غير خدا و انبيا و امامان ،فقط از يک قشر مدد ميخواهند ،آن هم پزشکان ميباشدو بس !!!.نه اينکه ما سوگند بقراطي خورديم وبه خاطر آن به مردم براي رفع آلام ودردهايشان کمک ميکنيم بلکه قبل و بعد انتخاب اين شغل ،عاشق انسانها و در اصل عاشق ذات اقدس خداوندو خلقتهاي زيباي اوهستيم ، خلقتي که انسان را در بهترين صورت آفريد.بهر تقدير اين سايت سي و هشمين سايت يا در اصل وبلاگ، مشاوره و آموزش پزشکي در مرکز آموزشي درماني امام خميني (ره) شهرستان اروميه مرکز هميشه سبز آذربايجان غربي بوده واين بار سايت جديد به مديريت پزشکي جوان ،آگاه ،پزشک دوست داشتني ،عاشق رفع درد بيماران و آموزش پزشکان جوان و ساير علاقمندان اين رشته ، بنام آقاي دکتر عليرضا بزرگ نژاديان يکي ديگراز فرزندان برومند آذربايجان هميشه غيور و سرسبز ايران اسلاميمان بوده وبراي ايشان دراين راه به عنوان طراح سايت آرزوي موفقيت و بهکامي از خداوند متعال را داشته و اميدوارم خود و ديگردوستان همراهشان عاقبت بخير گردند .

با سپاس دکتر رحمت سخني از مرکز آموزشي درماني امام خميني (ره) اروميه

www.ab486.parsiblog.com



نویسنده :دکتر رحمت سخنی - ساعت 23:15 روز سه شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۸   |    یک نظر   |    لینک ثابت

دکترمحمد علي اسلامي - دکتر مهدي جباري - دکتر صادق بسايي - دکتر رحمت سخني

داستان پسرک بيسواد چوپاني که پزشک متخصص شد!!

با اون از سال سوم پزشکي بعبارتي از دوره فيزيوپاتولوژي، تا اتمام دوره پزشکي عمومي هم دوره بوديم . فرد بسيار با سواد ،متين ، کم حرف ،و دانشجويي ممتاز بود .هميشه يا در کتابخانه يا خوابگاه مشغول مطالعه کتب پزشکي بوده و با سياست رابطه خوبي نداشت .درنگاهش هميشه غمي از دوران گذشته موج ميزد .سعي ميکردم زياد کنجکاوي نکنم تا اينکه يک روزکه بسيار در خودم غرق  بودم علت ناراحتي مرا پرسيد . من هم به خاطر صميميت فراواني که مابين ما بود ناخواسته شروع کردم به گفتن از مشکلاتي که در خانواده وتحصيلات دوران پزشکي ، به خاطرنبود پدر و مادر شهيدم ايجاد شده بود ، و شکوه هاي فراوان کردم .اون هم بسيار با متانت به حرفهايم گوش نمود ومرا دلداري داد و گفت : هستند کساني که وضع شان از تو نيز بدتر است بعدا از زبان خودش بعد فارغ التحصيلي داستان زندگيش را شيندم که تعريف و شيندن آن براي شما خواننده گرامي خالي از لطف نخواهد بود .او چنين تعريف ميکند: مي خواهم برايت داستاني بگويم که احتمالا کمتر شنيده اي و شروع کرد به گفتن يک داستان که در يکي از روستاهاي يک شهرستان مرزي بسيار محروم آذربايجان غربي اتفاق افتاده بود او ميگويد : پسري در آن روستا بوده که هيچکس به غير از يک بردار و يک گاو !!در دنيا نداشته است و متاسفانه به علت فقر شديدتا سيزده سالگي بيسواد بوده و چوپاني ميکرداو ادامه داد : اين پسر به خاطر فقر وفلاکت قادر نبوده به مدرسه برود، ولي از طرفي بخاطر علاقه شديدبه سواد آموزي بعد تعطيلي روزانه مدارس از بچه هاي مدرسه تقاضا ميکرده آنچه راکه در مدرسه ياد گرفته اند به او نيز ياد بدهند .که البته هميشه مورد تمسخر هم سن و سالان خودش که در مدرسه بودند قرار ميگرفته است . ولي همه ميدانيم که در تمام دنيا آنچه وجود داشته و دارد و خواهد داشت خوبي و مهرباني است که از طرف خداوندمتعال به وديعه گذاشته شده است که خود اين مسله به نوعي نشانگر راز و زيبايي خلقت و هدف دار بودن آن ميباشد بعبارتي اين خوبي هست که حاکم برجهان هدف دار است و بدي جايي در آن نداشته و ماندگار نيست ..بهر حال پسر بچه داستان ما ،علاوه بر چوپاني از بچه هاي مهربان روستا علم را به صورت غير حضوري ياد ميگيرد .بعد سالها روزي اتفاق جالبي ميافتد، چند معلم نهضت سواد آموزي که براي ارزيابي سواد دانش آموزان منطقه آمده بودند متوجه مي شوند که اکثر دانش آموزان منطقه از سواد مناسبي برخوردار نيستند و با نااميدي در راه برگشت بودند که پسر بچه چوپاني را مي بينند که روي زمين با چوبي مسله رياضي سال پنجم ابتدايي را بخوبي در حال حل کردن است .از پسرک ميپرسند چرا در امتحان مدرسه حاضر نبودي ؟پسرک جواب ميدهد ببخشيد من دانش آموز مدرسه نبوده و يک چوپان بيش نيستم ومدرسه نميروم و سواد نيز ندارم!!؟.معلمين و بازرسين با شک و ترديد گفته هاي پسرک چوپان را باورنکرده و به خانه فقيرانه ،برادر پسرک ميروند و با تعجب به واقعيات تلخي از قبيل فقر شديد و عدم رفتن پسرک به مدرسه پي مي برند .اما آنچه باعث شگفتي آنها ميشود علم اين کودک بوده که به تمام سوالات معلمين تا حد يک دانش اموز پنجم ابتدايي ،پاسخ ميدهد.بعبارت ساده تر يک امير کبير ديگري پيدا ميکنند، با اين تفاوت که امير کبير در يک محيط شاهانه ،دزدکي درس فرا ميگرفت ولي اين کودک در فقر کامل و کار چوپاني !!! در بي بضاعتي کامل علم را با بضاعتي مطلق دريافت ميکرد.معلمين در چندين مرحله و امتحانات مکرر نهايتا به اين نتيجه ميرسند ،که در تمام اون روستاها تنها فردي که از همه دانش آموزان باسوادتر و علاقمندتر ميباشد اين کودک چوپان است .با همت آنها وانجام امتحان رسمي به اين کودک در سيزده سالگي گواهي اتمام دوره ابتدايي را مي دهند و کمکهاي لازم را در دوره راهنمايي نيز به او انجام ميدهند .اين پسرچوپان جالبه سه سال راهنمايي را در دو سال با معدل عالي تمام ميکند و بالاخره بعد اتمام دوره دبيرستان در رشته پزشکي با رتبه خوب قبول شده و دوره پزشکي را نيزبا موفقيت و رتبه عالي به پايان رسانده و چهارمين نفر کل دانشگاه ميشود .بعد دوره سربازي در يکي از بهترين رشته هاي تخصصي پزشکي قبول و آلان جز بهترين و با اخلاق ترين پزشکان متخصص آذربايجان غربي مبياشد..اين سايت پزشکي سي و هفتمين سايت مشاوره است که در مرکز آموزشي درماني امام خميني (ره) اروميه مرکز هميشه سبز آذربايجان غربي به صورت جداگانه ايجاد و انشالله که جوانان ايران اسلامي مخصوصا آذربايجان هميشه قهرمان و غيوربا دادن زکات علم و ايجاد بستر مناسب مشاوره رايگان براي رفع آلام بيماران و آموزش دانشجويان پزشکي و علاقمندان ديگر فراهم آورند.من به عنوان طراح سايت فوق به آقاي دکتر مهدي جباري که بعد از اين مديريت سايت زير را بعهده خواهند گرفت از خداوند متعال آرزوي سلامتي و پيروزي در تمام مراحل تحصيل و زندگيشان را خواستارم .

با سپاس دکتر رحمت سخني از مرکز آموزشي درماني امام خميني (ره) اروميه طراح سايت

www.mg1348.parsiblog.com



نویسنده :دکتر رحمت سخنی - ساعت 23:13 روز دوشنبه ۹ آذر ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت

 دکتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani

 

 افتتاح سايت مشاوره رایگان پزشکي خانم دکتر فريده نظري

 

يادمه سالها  قبل روزي صبح زود مادرم همه رابه زور بيدار کرده تا به جايي برويم،با خواب آلودگي کودکانه ميگم: مامان تراخدا بگذار بخوابم ،ساعت شش نشده است .مادرم در جواب گفت : بلند شو که کار زياد داريم .بعد صبحانه فهميدم که مهماني در راه هست که بايد به پيشوازش برويم .خميازه کشان تکه نان خشکي که در دستم بود به دهان برده و تلوتلو خوران با خانواده جلوي در يکي از همسايه ها ميريم .دهانم از شگفتي باز مانده وخواب از سرم مي پرد. همه دوستانم مثل حسن ،علي ، عبدالله ،کامران  و دخترهاو پيرزنان و اکثر مردان جمع شده بودند. مگه اينجاچه خبرشده است ؟خدايي نکرده کسي مرده ؟. از الک دولک بازي کردن و هفت سنگ بچه هاخبري نبود .زنان طبق معمول پچ پچ ميکردند ومردان بزرگتر تسبيح به دست مرتب صلوات ميفرستادند. گوسفندبيچاره اي را کشان کشان، قصاب محله از وانتي پياده کرده ويکي ناگاه فرياد کشيد و گفت : اومدند اومدند ، صلوات و همه شروع کردند به صلوات فرستادن ،طولي نکشيد ماشيني  که بدنبالش مردم زيادي ميدويدند نزديک شد. من که بچه بودم پيش خودم گفتم پسر نکنه مسابقه باشه و به برنده اش جايزه بدهند ؟پس چرا من از غافله دور بمانم. به همين دليل من نيز به جمع دوندگان اضافه شدم .بالاخره ماشين جلوي خانه همان همسايه اي که مردم از صبح جمع شده بودند ايستاد و فرد کچلي راکه يک عرق چين به سر داشت ،صلوات گويان با احترام پياده کردند.مرد را با زحمت فراوان به خانه همسايه بردند از بس جمعيت زياد بود من نتوانستم با وجود ريزنقشي که داشتم ،وارد خانه شوم .به همين دليل به بالاي بام خانه يمان رفته و از آنجاچونکه تمام خانه ها يک طبقه بوده و به هم راه داشتند به بام خانه همسايه فوق رفته واز نردبان به داخل حياطشان پريدم .بعد مدتها بالا و پايين پريدن به زور خودم را کنار مردکچل کشاندم با تعجب ديدم بابا اين که علي آقا صاحب همون خونه است !!!.ولي اين علي آقا با علي آقايي که من ميشناختم فرق ميکرد. اين يکي آرام ،ساکت ويک چهره خوبي داشت که در آن دوران بچگي معادلي براش نميتوانستم پيدا کنم .همه يکي يکي دست و صورت اورا مي بوسيدند و زنان نيزباخم کردن سر به او اداي احترام ميکردند .من نيز نيز با چالاکي جلو رفته سرم را خم کرده و به او احترام گذاشتم !! و تا خواستم دستش رابوسم او اجازه نداد ، پيشانيم را بوسيد و گفت : رحمت جان الهي قسمت تو هم بشه !! وبعد مرا کنار خودش نشاند.تعدادي به آرامي گريه ميکردندومن باز هيچ متوجه موضوع نبودم ،چون بچه بودم خيال ميکردم اين هم مثل آتش بازي چهارشنبه سوري فقط يک رسم بوده  ، ولي آخرش را نمي دانستم .بالاخره مرد همسايه شروع کرد به زبان گشودن و ما نيز هاج وواج غرق در گفته هاي اون به سير و سفر در روياها فرو رفتيم .بعد از مدتي فهميدم مسافري که ميگفتند ،اونه !! وبه زيارت خانه خدا رفته است .اون  وقتها با هواپيما به مکه نمي رفتند (البته پولها استثنا بودند) بلکه با ماشين وگاهي با کشتي بعد طي ماهها به زيارت خانه خدا مشرف ميشدند .همينطور که مرد همسايه از مسافرت خود ميگفت ديدم از پشت خانمي با قيچي قسمتي از پيراهن مرد همسايه را بريد !!؟.اين کار را زنان يکي پس از ديگري بي سروصدا انجام دادند.وقتي ملاي محله وارد خانه شد همه به احترام او بلند شدند وقتي حاجي بلند شد، کت و پيراهنش از پشت تکه تکه شده  و شکل خنده داري به مرد همسايه داده بودند!!. تا حاجي اينو ديد اصلا ناراحت نشد بلکه با اجازه همسايه ها به اتاقي رفته و لباسهاي خودش را که با اونها به مکه رفته بود در آورده و  به مردمي که اونجا بودند داد . زنان و بچه ها لباسهاي حاجي را تکه تکه کردند و برداشتند .من هرچقدر اين ور اون ور پريدم چيزي بدستم نرسيد و کم مانده بودکه گريه کنم .حاجي تا اين را ديد گفت : پسرم ناراحت نشو براي تو از مکه آب زمزم آورده ام که بهتر ازاين لباسها است.از يکي پرسيدم چرا لباسهاي حاجي را تکه تکه کرديد؟گفتنند : تبرکه !!گفتم : تبرک يعني چه ؟يکي گفت :براي اينکه اين مرد ماهها با زحمت فراوان به خانه خدا رفته و چند مدت ماه نيز با اين لباسها در کنار خانه خدا و مدينه و قبور و مسجد پيامبر (ص) بوده و انها را لمس کرده است و با خداي خودش از نزديک راز ونياز کرده و تطهير شده ،پس لباسهاي او تبرک است و نگه داشتن ]نها صواب دارد. از طرفي اين مرد قبل رفتن از همه حلاليت گرفته و تمام قرضهاي خود را داده است پس فرد مقدسي است .از اون موقع به بعد جاجيان و کلمه حاجي برام مقدس شد .ولي نميدانم امروزه من در اشتباهم يا چون عينکي شده ام اشتباه ميبينم چونکه از اون حاجيهايي که بتوانند در طول عمرشان حداکثر يکي و دوبار به مکه رفته و از همه حلاليت بخواهندکسي را نمي بينم حاجي هايي را ميبينم که کمترين کارشان شرارت و ايجاد بدبيني و دورنمودن جوانان از دين با کارهاي زشتشان است .کسي را نمي بينم که به صورت واقعي از کسي حلاليت بگيرد و اين کار بيشتر تفنني و چشم هم چشمي شده است .قبل آمدن از مکه چنان دروديوارهاي خانه و کوچه ها را با پارچه هاي رنگين با کلمات عوام فريب پر ميکنند که باعث دودلي جوانان پاک مسلمان و خنده اقليتهاي ديگر مذهبي نسبت به دين و مذهب مان شده است .کاش روزي بيايد که نفاق و دورويي دوباره از جامعه ما دور شود. حال چرا اين خاطره در اولين پست اين سايت آورده ام به خاطر اين بود که سي و ششمين سايت پزشکي مرکز آموزشي درماني امام خميني (ره) شهرستان اروميه مرکز هميشه سر سبز و غيور و مرزدار آذربايجان غربي به مديريت خانم دکتر فريده نظري که فردي مسلمان ،آگاه،صبور،باسواد،خانواده دوست ،وفعال درست در روز عيد قربان به دست اين حقير طراحي که علاوه بر آرزوي سلامتي براي ايشان و خانواده يشان اميدوارم با افتتاح اين سايت در رفع آلام بيماران رنجور و آموزش دانشجويان پزشکي ،پرستاري و...ديگر علاقمندان نقش بسزايي داشته باشند .

با سپاس دکتر رحمت سخني از مرکر آموزش درماني امام خميني (ره) اروميه

www.fn30.parsiblog.com



نویسنده :دکتر رحمت سخنی - ساعت 21:45 روز شنبه ۷ آذر ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت

دکتر علي نوروزي - دکتر رحمت سخني


فرارمغزهاي کشوراسلامي مان تا کي ؟

اون روز يادمه هواي بسيار سردي بود و من آب چاه را براي شستن لباسهاتلمبه ميکردم . بچه بودم و اين کار برام بسيار سخت مي نمود. از شدت سرما بدنم مثل يک تکه يخ شده بود ، مادرم هي ميگفت پسرم کم مونده لباسها تموم بشه کمي هم آب چاه را  تلمبه بزن قربون دستانت برم .ولي مگه اين کار تمام شدني بود هر روز اين کار ادامه مي يافت .هيچ کدام از همسايه ها با اينکه در وسط شهر اقامت داشتيم از آب شير لوله کشي شده استفاده نمي کردند . اما همه دلشان مثل آب چشمه پاک و زلال بود ما قدر همان آب چاه را مي دانستيم.حالا که تو سوپر مارکتها مي بينم که آب را با نام آب معدني مي فروشند به ياد اون  روزها ميفتم که با چه سختي آب تهيه ميکرديم و چه مشکلاتي که براي تهيه آب متحمل نمي شديم .اما اين باعث نمي شد که باآنهمه مشکلات با همديگر مهربان نباشيم وکمک به همنوع و فقرا از تکاليف واجب در کنار مسجد رفتن ندانيم و هر پسر و دختري تحصيل را حتي در معمولترين مدارس شهر را بزرگترين آرزوي خود نداند. ولي امروزه با وجود آب پاکيزه شهري !!! آنچه نمي بينم صداقت ،کمک به همنوع ، و رفع مشکلات فقراست .ولي آنچه با تمام شرم آوري در روز روشن مي بينيم دروغ ، فساد اداري ، رشوه ، فقر ، نفاق ، تزوير ، نرفتن به مساجد ، ترک نماز و روزه ، رواج آشکار قاچاق ، فحشاي علني ، فرار جوانان مخصوصا دختران و زنان از خانه ، افزايش خوکشي و بيماريهاي رواني ، پديدار شدن مجدد حاشيه نشيني دور شهرها همچون رژيم ملعون پهلوي ، ترک تحصيل پسران و دختران بخاطر فقر خانواده ها، افزايش مناقشات سياسي فقط بخاطر منافع شخصي نه منافع مردمي يا ديني ، فقيرتر شدن فقرا و ثروتمندتر شدن ثروتمندان ، از ياد بردن خانواه هاي شهدا و جانبازان وبي رنگ شدن حضور اين افراد در تمام سطوح جامعه ،.......چه روزهايي را که ما پزشکان در بيمارستانها با صحنه هاي دلخراش خودکشي جوانان سپري نمي کنيم. چه روزهايي که جوانان معتاد شده را  مثل يک پيرمرد و پير زن کشان کشان به اورژانسها نمي آورند .آيا براي اين جوانان فرياد رسي نيست کجايند مدعيان نجات کشور که ببينند اين جوانان چگونه ذره ذره آب ميشوند و مظلومانه در بيغوله هايي جان ميدهند .ما پزشکان به  چند  نفر از اين جوانان ميتوانيم کمک کنيم؟آيا زمان آن نرسيده مديران بيسواد ونالايق از پستهاي مهم کشوري کنار رفته و جاي خود را به افراد لايق ، انسان دوست ، مومن وبا سواد بدون وابستگي به گروههاي سياسي بدهند؟.آيا بهتر نيست دولت مردان کشورمان چند روزي مهمان کشورهاي بزرگي مثل چين شوند تا ببينند چگونه با وجود يک ونيم ميليارد نفر جمعيت کشورشان نه تنها جهت رفاه مردمشان ميکوشند بلکه ادعاي آقايي دنيا را از نظر اقتصادي دارند؟.فرار مغزها تا کي بايد ادامه يابد ؟کجاي اين مسئله  اسلامي هست که جوانان و نوابغ و افراد خوش فکرمان بخاطر مسايل بسيار جزيي از کشورفراري يا مهاجرت نمايند .پس بياييد وبياييم کنارهم جمع شده و نگذريم دشمنانمان از فرصت استفاده کرده و به ريش مان بخندند.در اين راستا تعدادي از پزشکان و پرستاران و ديگر علاقمندان مرکز آموزش درماني امام خميني (ره) شهرستان اروميه مرکز هميشه سبز و غيور آذربايجان غربي دور هم جمع شديم تا از طريق علوم پيشرفته روز مثل اينترنت به آموزش دانشجويان و علاقمندان و مشاوره بيمارا ن بپرداخته و به نوعي زکات علم خود را بپردازيم. از اين به بعد سايت زير به مديريت فرزندباسواد ،مهربان،باتجربه،علاقمند رفع آلام ومشکلات بيماران از خطه غيور آذربايجان بنام آقاي دکتر علي نوروزي خواهد بود ومن نيز از خداوند متعال آرزوي موفقيت و پيروزي رابراي ايشان در تمام مراحل زندگيشان را خواستارم .

باسپاس دکتر رحمت سخني از مرکز آموزشي درماني امام خميني (ره) اروميه طراحي سايت

  www.alin1341.parsiblog.com



نویسنده :دکتر رحمت سخنی - ساعت 20:43 روز چهارشنبه ۴ آذر ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت

 

دکتر محمد رحيم کاکايي مشاور رايگان پزشکي در اينترنت

www.k17459.parsiblog.com

 

زماني توي شهر مااروميه مرکز آذربايجان غربي پزشکان مشهوري مثل مرحوم دکتر آبراهام لينکن مادو ،دکتر اشخاصي ،باتمان قليچ ،دکترصولتي و...بار سنگين درمان و بهداشت اروميه و حتي استان را به گردن گرفته بودند .گاها احساس غريبي از اون روزها دارم که اين پزشکان بنده خدا چه مشکلاتي که تحمل نکرده و چه دردسرهايي که نداشتند .ولي از طرفي بازار طب سنتي و عطاريها هم روان فراوان داشته و پابه پاي اين پزشکان در درمان بيماران مشکل گشا بودند .امروزه سوال اين هست چرا با وجود اين همه پزشک نارضايتي بيماران از بهداشت و درمان بسيار زياد بوده واز طرفي خود پزشکان و پرستاران و کادر بهداشت و درمان نيز دل خوني از وضعيت نابسامان بهداشت و درمان در کشورمان دارند .واقعا حلقه گمشده کجاست ؟آيا بقول اسکندر يا سزار کارهاي بزرگ دست افراد کوچک وکارهاي کوچک در دست افراد بزرگه ؟يا جمله عقل سالم در بدن سالمه رنگ باخته و جاي خود رابه کلمات ديگر داده است ؟واقعا نميدانم دنياي پيشرفته بسوي همگرايي و حذف مرزها و پول متفاوت وولي ما اندر خم يک کوچه ايم .اگر قرار باشد به سوي يک دولت الکترونيک برويم آيا روش کنوني هدر دادن پتانسيلهاي موجود جوانان تحصيل کرده کشورمان به سود آينده کشور است؟ بسيار غريبانه است که کشور چين وهند با و سعت و جمعيت بسيار زياد و قابل توجه در حال انفجار علوم و پيشرفت !!!هستند ولي ما در ابتداي راه نيز نيستيم . فرار مغزها تاکي بايد ادامه يابد .؟آيا زمان آن نرسيده که منصفانه به قضايا نگاه کنيم . زمان زمان آن است که فقط به فقط آگاهان و دانشمندان کشورمان بايد نظر دهند ديگر زمان کسانيکه با علوم جديد مثل اينترنت نا آشنا هستند به سر رسيده و بايستي بازنشسته و محترمانه به استراحت بپردازند .در اين راستا تعدادي از پزشکان و پرستاران در مرکز آموزشي درماني امام خميني (ره)اروميه مرکز هميشه سبز آذربايجان غربي دور هم جمع شده ايم تا بنوعي با دادن زکات علم مان،با ورود به دنياي بينهايت اينترنت ، درمان و آموزش بيماران و دانشجويان و علاقمندان سهمي داشته باشيم .اين بار پزشکي با سوادودلسوزو آگاه ازخطه هميشه سترک و قهرمان کردستان بنام آقاي دکتر محمد رحيم کاکايي را که از اين به بعد مديريت سايت زير را به عهده خواهند گرفت به شما دوستان  و علاقمندان علم و دانش معرفي ميکنم و از خداوند متعال براي ايشان د رتمام مراحل زندگي شان از خداون متعال آرزوي توفيق و پيروزي را خواستارم .

 

با سپاس دکتر رحمت سخني از اروميه مرکز آموزشي درماني امام خميني (ره) اروميه طراح سايت

www.k17459.parsiblog.com



نویسنده :دکتر رحمت سخنی - ساعت 11:39 روز سه شنبه ۳ آذر ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت

دکتررحمت سخنی - دکتر توحید اشرفی

ورود دکترتوحید اشرفی فرزند دیگری ازخطه آذربایجان درآموزش پزشکی

 

کسی به در چوبی مان می کوبد .حتما ناشناسی اذن دخول میخواهد ، مادرازگوشه حیاط خاکی بسیار بزرگ مان میگوید: پسرم رحمت حتما مهمان غریبی است که وارد نمیشودبرو ببین کیه ؟ با کمی من من کردم میگویم : مادر اکبر به در نزدیکه اون بره ضمنادرماکه همیشه بازه خودش بیاید. مادر صدایش را بلند ترمیکندو ادامه میدهد اکبر خیلی بچه است رحمت پسرم برو دم در ،حتما بنده خدا حاجتی دارد ،نکند نیازمندی باشد و پیش خدا شرمنده بشیم ، زود برو جلوی در ببین کیه؟ ! از بازی دست میکشم ودوان دوان بطرف در میرم ولی کسی را  نمی بینم کمی دورتر دوچرخه سواری میبینم که روی دوچرخه اش کیسه ای است  پر از کاغذ  که با با زن همسایه صبحت میکند. تا مرا دید گفت: پسرم چرا جواب نمیدهید؟ من هاج و واج به او نگاه میکنم و او ادامه میدهد : نامه ای از اصفهان برایتان آوردم بگو از اهالی خانه یکی بیاد تحویلش بگیره  ،دوان دوان دادکشیدم :مادرمادر بیا  آقایی اومده و برایمان کاغذ نقاشی آورده است !! مادرم که در پختن نان به مادر بزرگم کمک میکرد، زود چادر به سر کرده و گفت : بگو بیایند تومن آلان میایم. مادرم با کمی تاخیر اومد و موقعی که اومد دستش سینی پرمیوه و چای ونان تازه ای بود که مادر بزرگم پخته بود ، روکرد بمن و گفت ایشان آقای پستچی هستند و فرد زحمت کشی هستند.  آقای پست چی نامه را داد و با هزار زحمت و تعارف ما چایی و قسمتی ازنان تازه را قبول کرد و رفت . همه بچه های کوچه از قد ونیم قد دورمان جمع شده بودند وبا تعجب به نامه ای که دست مادرم بود نگاه میکردند. کم کم سرو کله زنهای کوچه نیز پیدا شد.بنده خداها اکثرا بیسواد بودند، مادرم نیز اون زمانها فقط سواد خواندن و نوشتن اکابر داشت . مادرم پاکت نامه را باز کرد و با زحمت نامه را کلمه به کلمه برای دهها نفری که در حیاطمان جمع شده بوده و هر کدام یک اتفاقی را از محتوای ندیده و نخوانده نامه !! پیش بینی میکردند ، خواند همه سکوت کرده بودند . نامه از خاله ام که در اصفهان زندگی میکرد بودنامه حاکی از دلتنگی و دوری شان بود. اون موقع ما در ارومیه مرکز آذربایجان غربی زندگی میکردیم .مادرم بنده خدا هرموقع نامه برادر و خواهریش را میدید یا میخواند گریه میکرد مادرم از بچگی یتیم بود و هیچگاه پدرش را ندیده بود به  همین دلیل خواهرهایش را  بسیار دوست  می داشت .کم کم همزمان با مادرم اشک همه همسایه ها از چشمانشان سرازیر شد این اشک ریزان به همه سرایت کرد طوری که همه بچه ها و من نیز نیز شروع کردیم به گریه البته علت گریه را نمیدانستیم .بالاخره احساسات پاک حاضرین باعث گریه ما شده بود .وقتی این خاطره ساده را با امروزبا این همه پیشرفت مقایسه میکنم احساس خوب و مطلوبی پیدا نمی کنم .چرا که با وجود وسیله ای بنام اینترنت با هزاران کیلومتر در عرض چند ثانیه ارتباط برقرار میکینم ولی نمیدانم چراحتی لحظه ای دچار احساساتی پاکی مثل سالها قبل نمیشویم واقعا نمیدانم چرا؟. ولی این دلیل نمیشود فواید بسیار عالی پیشرفتهای جامعه کنونی را مد نظر قرار ندهیم دشمن پشت درهایمان کمین کرده و اکثر مرزهای میهن اسلامیمان مملو از دشمنان قسم خورده این مرزوبوم هست .بسیار ساده اندیشی هست که پیشرفت را دشمن به خانه هایمان بیاورد ولی به منافع ما طمع نداشته باشد ما فرزندان ایران اسلامی مخصوصا آذربایجان باید از همین وسایل ارتباطی دشمن را پشت خاکریز از بین ببریم واز چیزی نهراسیم بسیار حسودان وناآگاهنی هستند که به کار مامیخندندو به خاطر بیسوادی و جهل زخمهای جانکاه در بدنمایان گذاشته و خواهند گذاشت به کوری دشمن و افراد منافق در عرصه علم و دانش بپا خاسته و محکم خواهیم ایستاد.امروز که سایت فوق را طراحی میکنم بعد از ظهر پنج شنبه هست از خوانندگان محترم درخواست میکنم در صورت امکان به روح والدین شهیدم شهیده خانم جملیه رمضان شیخ سرمست و شهید محمد سخنی فاتحه ای بفرستید.اما اصل موضوع بعد این کلمات نسبتا طولانی ،معرفی فرزند آگاه دیگری از خطه همیشه سبز و قهرمان پرور آذربایجان غربی از شهرستان تاریخی سلماس بنام آقای دکتر توحید اشرفی است که به حق فردی با سواد بوده واز این به بعد مدیریت این سایت بعهده ایشان خواهد بود .ورود این پزشک مسلمان دانشمند را به عرصه آموزش و مشاوره پزشکی از طریق اینترنت را به تمام علاقمندان کشورعزیز ایران اسلامی را تبریک گفته و ازخداوند متعال سعادت و عاقبت بخیری برای ایشان و سلامتی و شفا را برای تمام بیماران دنیا را خواستارم .

با سپاس دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه طراح سایت

www.toash210.parsiblog.com



نویسنده :دکتر رحمت سخنی - ساعت 22:45 روز شنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت

دکتر کورش هدایت رسا - دکتر رحمت سخنی

دکتر کورش هدایت رسا فرزند برومند پایتخت فرهنگی جهان اسلام

یادمه اون موقع ها که کودک بودیم ، کتابهای آقای حکیمی پور رونق خاصی بین بچه ها و نوجوانان داشت وبا حرص ولع خاصی آنها را میخواندند. در یکی از داستانهایش ، قصه پزشک جوان ایرانی در محرومترین منطقه شاخ آفریقا را نوشته بود که چگونه دواطلبانه به اونجا رفته و با جان و دل کار میکرد ه و در همان جوانی نیز در اثر بیماریهای شایع همان جا درگذشته بود .از خواندن این داستان بسیار لذت برده واین داستان را دهها بار خوانده بودم و همیشه آرزو داشتم به آفریقارفته وبه آفریقائیها خدمت کنم .برای همین دلیل با اشتیاق فراوان خاصی به تحصیل ادامه میدادم .ولی بازی سرنوشت باشهادت پدرومادرم در طی جنگ تحمیلی ایران و عراق این اجازه را به من نداد وتقدیر دیگری را برایم رقم زد .با شروع انقلاب شکوهمند ایران اسلامیمان بقول سهراب سهپری بنوعی دیگر چشمانم را شسته و جوری متفاوت به موضوع نگاه کردم که میتوانم در کشورمان نیز به محرومین کمک کنم . ولی این پایان داستان نبود بلکه شروع یک مبارزه بسیار تلخ با کج اندیشی ها و تفکرات عجیب و غریب مرسوم در اطرافم بود که باعث رنجش فراوان خودو خانواده ام شد .چه بسیار زخمهای کاری جانکاه که در راه اعتلاو ارتقا علمی و فرهنگی بر تن رنجورم وارد نشد و در این میان تنها و بی کس متحمل فشارهای ناصواب فراوانی شدم .هرچند که الحمدلله از این گذر بسیار تجربه اندوختم.بیست سال سابقه کار فرهنگی من راواداشت دیگر از طرق سنتی با امور فرهنگی و آموزشی رفتارنکنم علوم جدید مثل اینترنت به کمکم امد وبا یاری خدا توانستم با کمک دوستان و خانواده ام بیست و هفت سایت و بلاگ را راه اندازی و مدیریت کرده و هزاران مطلب و مقاله را ارائه دهم . ولی مگر یک دست به تنهایی صدا دارد ؟بی شک برکسی پوشیده نیست که کشورمان در جهان رتبه اول فرار مغز  طبق آمار رسمی جهانی را دارد واین غریبانه ترین تراژدی تاریخی کشورمان است .مخصوصا زمانی که روی طلای سیاه نشسته وبا این همه جوانان مستعد و دلسوز باز در پایین ترین رتبه علمی دنیا هستیم .ولی ذکر مصیبت گفتن همیشه خوب نیست باید برای رسیدن به اهداف بزرگ بایستی اندیشمندان هر منطقه دورهم جمع شده و در حل مشکلات ایران اسلامیمان تلاش کنیم.در این راستا جوانان پرشور درمرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره)ارومیه مرکز همیشه سبز آذربایجان غربی دور هم جمع شده اند تا به نوعی زکات علم خود را برای رفع الام بیماران و آموزش دانشجویان و علاقمندان کشورمان داده و قدمی هر چند کوچک بردارند که انشالله مورد عنایت خداوند متعال قرار گیرد.لذا از این به بعد مدیریت این سایت پزشکی را فرزندی از سرزمین علم و هنر یعنی اصفهان پایتخت فرهنگی جهان اسلام بنام دکتر کورش هدایت رسا که به حق پزشکی خوب، با سواد ، ودوستدار بیماران میباشد به عهده خواه گرفت.که از خدواند بزرگ ارزوی موفقیت و سلامتی در تمام مراحل کاری و زندگیشان را خواستارم .

با سپاس دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه طراح سایت

www.khr1053.parsiblog.com



نویسنده :دکتر رحمت سخنی - ساعت 22:44 روز شنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت

دکترجعفرسياه چشم

 

 

 

 

 

 

 

         سايت پزشکي دکترجعفرسياه چشم

اقراء اولين کلمه اي است که فرشته وحي به پيامبرعظيم الشان حضرت محمد(ص) از طرف خداوند يکتا ابلاغ نمود .چقدر اين موضوع دلنشين است که درميان تمام موجودات زنده عالم فقط و فقط انسان قادربه تکلم و نوشتن هست .حال انصاف است که ازاين قدرت بي انتهاي خداوندي استفاده نکنيم. اگراين نوشتن به سلاحي بنام علوم روز نيز مجهز شود واقعا در خورتحسين خواهد بود.زيباتر زماني است که اين نوشتارعجين در اعمالي انسان دوستانه از طرف افرادي مثل پزشکان وپرستاران باشد که سوگند خدمت يه انسانهادرسختترين شرايط زندگي آنهارا به گردن گرفته اند.نميدانم به اين بايد گفت سوگند يا خدمت يا تکليف يا بايد در يک کلام بگويم عشق به ذات اقدس خداوند متعال که مارا در بهترين صورت آفريده است .ما پزشکان آنچه راکه دردرمان بيماران انجام ميدهيم ، تنهاتوجه وعنايت به رموزخلقتهاي وجودي همچون پيچيدگيهاي  آناتومي، فيزيولوژي و پاتولوژي  است که در وجود انسانهااز طرف خدا به بهترين صورت نهادينه است .ما تنها خدمت به خلق نمي کنيم بلکه زيبائيهاي آفرينش را که در اثرحوداث و بيماريها در روح و جسم انسانهاايجاد شده دوباره سازي ميکنيم واز اين بابت نيز راضي وشاکر به رضاي خالق حق و بيماران رنجوريم .ما پزشکان برخود تکليف ميدانيم که زکات علم خودمان را بصورت آموزش نسل جديد پزشکان وپرستاران وپيراپزشکان جوان بصورت مکتوب ارائه دهيم .امروزه ديگرزماني نيست که سنتي عمل کرده وتلي از کتاب وکاغذ را انبار يا با خود حمل کنيم .زماني است که بايد ازطريق علوم پيشرفته الکترونيک مثل اينترنت اين رسالت را به سر منزل مقصود رسانيم .خود ميدانيم راه بسيار سختي در پيش داريم وميدانيم از دست نااهلان وحسودان نيزدر امان نيستيم .چه بسيار ناآگاهاني که زخمهاي کاري وجانکاه در اين راه بردل دانشمندان و انديشمندان کشورمان در قرون گذشته به يادگار نگذاشته اند .ولي چاره اي نيست بايد مقاومت کرد و مبارزه با جهل را ادامه داد. دراين راستا پزشکان وپرستاران دلسوز خطه قهرمان پرور و هميشه سبز آذربايجان ايران اسلاميمان مخصوصا آذربايجان غربي در دانشگاه علوم پزشکي اروميه و در مرکز آموزشي درماني امام خميني (ره) اروميه دست در دست هم داده ودورهم جمع شده اند تا حماسه اي ديگر در عرصه علم و دانش ايجاد ونقش واقعي خود را در کاهش آلام دردهاي بيماران و آموزش دانشجويان و علاقمندان رشته هاي پزشکي و پيراپزشکي ايفا کنند .اين سايت که ملاحظه ميکنيد از اين به بعد با مديريت پزشکي توانمند و دلسوزو آگاه بنام آقاي دکتر جعفر سياه چشم اداره ودر خدمت علم ودانش اين مرز وبوم خواهد بود .من بعنوان طراح اين سايت از ورود اين دانشمند آگاه آذربايجاني به عرصه اينترنت خرسند بوده و به ايشان ازصميم قلب تبريک وآرزوي موفقيت روز افزون درتمام مراحل زندگيشان رااز خداوند متعال خواستارم .

با سپاس دکتر رحمت سخني از مرکز آموزش درماني امام خميني (ره)  اروميه طراح سايت

http://www.jafarsiahcheshm.parsiblog.com



نویسنده :دکتر رحمت سخنی - ساعت 12:27 روز يکشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت

دكتر رحمت سخني - دكتر عليرضا بزرگ ن‍‍ژاديان

آموزش جنسي افراد مشکوک به بيماري ايدز
قسمت دوم

 آيا هر فرد آلوده به HIV مبتلا به ايدز است؟

ويروس HIV مسبب ايدز است و ايدز مرحله نهايي آلودگي با HIV است. بايد دانست که هرفرد آلوده به HIV الزاما مبتلا به ايدز نيست بلکه بايد يکسري معيارهاي شاخص ايدز را بروز دهد تا بگوييم به ايدز مبتلا شده است.
تنها نيمي از افراد آلوده به HIV درطي 10 سال به سندرم ايدز مبتلا مي شوند. اين فاصله زماني از فردي به فرد ديگر متفاوت است و به عوامل زيادي منجمله وضعيت سلامت فرد و عادات بهداشتي وي ارتباط دارد. امروزه به کمک
بعضي ازداروها مي توان اين فاصله را طولاني تر کرد.

 چگونه بفهمم اطرافيانم آلوده به HIV هستند يانه؟

هيچ گاه نمي توانيد فقط با نگاه به اطرافيانتان به اين مورد پي ببريد. هرفرد ظاهرا سالمي را که درمحل کار، مدرسه، استاديوم ورزشي، خيابان و ... ملاقات مي کنيد ممکن است بدون آنکه حتي خود آگاه باشد ناقل اين ويروس باشد و در حالي که واقعا سالم به نظر مي رسد ويروس را به فرد ديگري منتقل کند.

  پس از يک تماس جنسي مشکوک و يا استفاده از سوزن مشترک، چه زماني بايد براي انجام آزمايش از نظر HIV مراجعه کنيم؟

آزمايشاتي که بطور معمول براي تشخيص اين عفونت بکار مي رود براساس جستجوي آنتي بادي هاي ايجاد شده توسط بدن دربرابر HIV است. ميزان اين آنتي بادي ها دراکثر مردم درطي 3 ماه پس از عفونت قابل شناسايي است (بطور متوسط حدود 25 روز پس از تماس). اما در بعضي موارد ممکن است اين زمان به 6 ماه هم برسد. بنابراين درحال حاضر پيشنهاد مي شود که 3 ماه پس از تماس احتمالي براي انجام آزمايش مراجعه کند. نکته بسيارمهمي که نبايد فراموش شود اين است که درطي اين 3 ماه نبايد خود و ديگران را درمعرض HIV قرار دهيد .

 منظور از تماس جنسي سالم چيست؟

منظور اين است که شما از آلودگي هاي منتقله از راه تماس جنسي نظير HIV درامان هستيد اگر و فقط:
الف - اگر اصولا تماس جنسي نداشته باشيد.
ب - اگر تنها بايک فرد تماس جنسي داشته باشيد و هيچ کدام ازشما آلوده به HIV نبوده و شريک جنسي ديگري نداشته باشيد.
پ - اگر بطور صحيح از کاندوم استفاده کنيد.

 کدام يک از مايعات و يا ترشحات بدن مي توانند HIV را منتقل کنند؟

انتقال اين ويروس از طريق مايعات زير به اثبات رسيده است :
الف - خون
ب - مني
پ - ترشحات واژن (ناحيه تناسلي زن)
ت - شير مادر
ث - هرمايع ديگري درداخل بدن که حاوي خون باشد.

 راه هاي انتقال HIV کدام است؟

اين ويروس ازطريق خون، مني (شامل مايعي که قبل از مني خارج مي شود هم مي گردد)، ترشحات ناحيه تناسلي زن (واژن) و شير مادر منتقل مي شود. ويروس مي تواند از راه يک وريد (مثلا درحين تزريق وريدي)، مقعد، واژن، آلت، دهان و ساير غشاهاي مخاطي (نظير چشم و مخاط داخل بيني) و يا بريدگي ها و زخم ها وارد شود.
پوست سالم يک سد بسيار قوي دربرابر ورود HIV و ساير ويروسها و باکتري ها است.

شايعترين راههاي انتقال HIV درحال حاضر به قرار زير است :

الف - مقاربت (واژينال، مقعدي و يا دهاني) با فرد آلوده
ب - استفاده از سوزن مشترک با فرد آلوده
پ - از مادر آلوده به جنين در داخل رحم و يا حين زايمان و يا درطي شيردهي

علاوه بر آن ويروس مي تواند از راه مصرف خون و يا فاکتورهاي انعقادي آلوده هم منتقل شود.

کاندوم هاي لاتکس چقدر درپيشگيري از انتقال HIV موثرند؟

بر طبق پژوهش هاي انجام شده بر روي افراد سالمي که با افراد ناقل اين ويروس تماس جنسي داشته اند، 98 % از آنهايي که بطور منظم و به روش صحيح از کاندوم لاتکس استفاده مي کرده اند به ويروس آلوده نشده اند. لذا کاندوم لاتکس درصورت استفاده منظم مي تواند تا حد زيادي ازخطر انتقال HIV بکاهد.

 آيا بوسيدن بادهان باز، HIV را منتقل مي کند؟

بوسيدن با دهان باز? خطر کمي دارد چون بزاق دهان به ميزان بسيار کمي حاوي HIV مي باشد. البته درمواردي که بوسه با دهان باز طولاني باشد ممکن است باعث ايجاد خراش در دهان يا لب شده و ويروس را منتقل کند. علاوه بر آن بعضي افراد گاهگاهي خونريزي خفيف از لثه يازخمهاي کوچک در دهان دارند که مي تواند عامل انتقال HIV باشد. 

توصيه مهم : 

جلوگيري ازتماس جنسي مشکوک بهترين راه براي جلو گيري از ابتلا به عفونت HIV (وساير بيماري هاي مقاربتي) است ولي آنهايي که فعاليت جنسي دارند لااقل توصيه هاي زير را بکار بندند :
الف - مقاربت فقط بايک شريک جنسي سالم.
ب - استفاده از کاندوم هاي لاتکس درهر نوبت.

 آيا HIV ازطريق تماس هاي اتفاقي منتقل مي شود؟

خير. اين ويروس درطي فعاليت هاي روزمره درمحيط کاري منتقل نمي شود. منجمله :
الف - تماس هاي اجتماعي روزمره شامل دست دادن، روبوسي و در آغوش گرفتن دوستان.
ب - ورزش و کار .
پ - خوابيدن در يک اتاق و يا نفس کشيدن در هواي مشترک (محيط کار، اتومبيل و ... ) .
ت - ظروف غذا يانوشيدني مشترک، دستگيره در، استفاده از آب مشترک درشستشو، شنا در استخر مشترک.
ث - آب دهان انداختن، عطسه و سرفه.
ج - عرق بدن و اشک.
چ - گزش پشه يا ساير حشرات.

 علائم و نشانه ها و بيماريهاي شايع حاصل از آلودگي با HIV چيست؟

علائم و نشانه هاي شايع آلودگي با HIV عبارتند از:

 عفونت (مغز، خون و دستگاه تناسلي)
کاهش شديد وزن
عرق شبانه
تب و لرز
ضايعات مخاط دهان
سردرد
اختلال ديد
احساس خستگي مزمن
اسهال
جنون

بيماريهاي شايع حاصل از  HIV عبارتند از

هرپس (تب خال)
سل
عفونتهاي بي هوازي
بدخيمي
مننژيت (عفونت لايه هاي مغز)

وايذر

rs272@yahoo.com

rasin272@yahoo.com

http://www.iranhiv.com/main.htm

http://www.rs272.com/

http://rs1362.blogdoon.com/

http://rs272.persianblog.ir/

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.parsiblog.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI



نویسنده :دکتر رحمت سخنی - ساعت 2:57 روز شنبه ۹ آبان ۱۳۸۸   |    یک نظر   |    لینک ثابت

 

دکتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani

سایتهای مشاوره پزشکی رایگان آذربایجان غربی

 Dr.Rahmat Sokhani

west azerbaijan

بي شک بر تمام دوستداران علم و دانش پوشيده نيست كه تهيه يک مطلب علمي حتي به اندازه يک صفحه کوچک کاري بسيار سخت و طاقت فرسايي بوده وزحمات و وقت زيادي را مي طلبد. اينجانب دکتر رحمت سخني پزشک اورژانس مرکز آموزشي درماني امام خميني ره دانشگاه علوم پزشکي اروميه مرکز آذربايجان غربي با ياري خداوند متعال و کمک خانواده و دوستان علمي دانشگاه و عشق به مردم و بيماران، بيست وشش سايت يا به عبارتي وبلاگ را در تمام زمينه هاي پزشکي و تعداد اندکي از آنها در ارتباط با مسايل عمومي راه اندازي و فعال نموده ام و اميداورم بتوانم قدم کوچکي در رابطه با حل مشکلات بيماران دردمندو ارتقاءعلم پزشکي ايران اسلاميمان مخصوصا آذربايجان هميشه سرافراز و قهرمان وگل سرسبد جهان اسلام را برداشته باشم و در اين مقال از تمام دوستان پزشک و پرستار و هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي اروميه و خانواده ام که مرا ياري کردند سپاسگزاري ميکنم .

دکتر رحمت سخني از مرکز آموزشي درماني امام خميني ره اروميه

Dr.Rahmat Sokhani-west azerbaijan

دكتر ناصر خلجي متخصص نوروفيزلوژي

http://www.rs272.com/

سايت اصلي اطلاع رساني دکتر رحمت سخني

http://www.rs272.parsiblog.com/

دکتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani

سايت پزشکي عمومي دکتر رحمت سخني

http://www.sahand2721.parsiblog.com/

دكتر هماسان - دكتر رحمت سخني -  احمد جباري

سايت پزشکي تخصصي دکتر رحمت سخني

http://www.sahand2722.parsiblog.com/

دکتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani

سايت پزشکي فوق تخصصي دکتر رحمت سخني

http://www.sahand2723.parsiblog.com/

دکتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani

سايت داروسازي دکتر رحمت سخني

http://www.sahand2724.parsiblog.com/

علي افرند - دكتر رحمت سخني

سايت دندانپزشکي دکتر رحمت سخني

http://www.sahand2725.parsiblog.com/

دکتررحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani

سايت طب سنتي و مکمل دکتر رحمت سخني

http://www.sahand2726.parsiblog.com/

جعفر ابوالقاسمي - دكتر رحمت سخني - محمدي

سايت طب نظامي دکتر رحمت سخني

http://www.sahand2727.parsiblog.com/

جعفر ابوالقاسمي - محمدي - دكتر رحمت سخني - مسعود سوداگر

سايت طب ورزشي دکتر رحمت سخني

http://www.sahand2728.parsiblog.com/

يوسف ستوده - اكبر رستمي - دكتر رحمت سخني

سايت خاطرات و تاريخ پزشکي دکتر رحمت سخني

http://www.sahand2729.parsiblog.com/

دكتر رحمت سخني - خسرو فرخپور

سايت گوناگون دکتر رحمت سخني

http://www.sahand27210.parsiblog.com/

دكتر كمال مهربان - دكتر افشين بدال زاده - دكتر رحمت سخني - دكتر عليايي

سايت طراحي سايت و وبلاگ دکتر رحمت سخني

http://www.sahand27211.parsiblog.com/

دكتر محمدعلي اسلامي -دكترمهدي جباري -دكتر صادق بسايي - دكتر رحمت سخني

سايت طب سالمندان دکتر رحمت سخني

http://www.sahand27212.parsiblog.com/

دكتر رحمت سخني - دكتر توحيد اشرفي

سايت طب مذهبي دکتر رحمت سخني

http://www.sahand27213.parsiblog.com/

ابراهيم دلدار- دكتر رحمت سخني - امير بابا زاده

سايت طب پزشکي قانوني دکتر رحمت سخني

http://www.sahand27214.parsiblog.com/

دكتر رحمت سخني- محمد جباري

سايت طب اورژانس دکتر رحمت سخني

http://www.sahand27215.parsiblog.com/

دكتر رحمت سخني - دكتر بانه اي

سايت طب هسته اي دکتر رحمت سخني

http://www.sahand27216.parsiblog.com/

دكتراسعد عثماني - دكتر رحمت سخني - دكتر محمد رحيم كاكايي

سايت پرسش و پاسخ پزشکي دکتر رحمت سخني

/http://www.rs272.parsiblog.com

دكتر علي نوروزي - دكتر رحمت سخني

سايت  پزشکي دکتر رحمت سخني دربلاگفا

 http://www.sahand272.blogfa.com/

دکتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani

سايت پزشکي دکتر رحمت سخني در سرويس وبلاگ دهي آريانا افغانستان

http://rs272.aryanablog.com/

دکتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani

سايت روانشناسي

http://sahand1361.parsiblog.com

جعفركارگر - دكتر رحمت سخني - دكتر سيد سجاد سحاب

سايت اختصاصي دکتر رحمت سخني

http://rs272.persianblog.ir/

دكتر رحمت سخني - تاوردي زاده - علي زارع

سايت تخصصي دکتر رحمت سخني

http://rs272.blogfa.com/

دكتر مهدي فلاحتي - دكتر رحمت سخني

سايت دکتر رحمت سخني

http://rs272.pardisblog.com/

دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه

سايت شهيد محمد سخني

http://moso1362.parsiblog.com/

رضا ادريسي - دكتر رحمت سخني - مندايي

سايت پزشکي اختصاصي دکتر رحمت سخني

http://rs272.iranblog.com/

دكتر كورش هدايت رسا - دكتر رحمت سخني

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI

دکتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani



نویسنده :دکتر رحمت سخنی - ساعت 3:49 روز شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت

سری چهارم عکسهای پزشکی دکتررحمت سخنی

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه
 
west azerbaijan

http://www.rs272.com/

http://rs1362.blogdoon.com/

http://rs272.persianblog.ir/

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.parsiblog.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI



نویسنده :دکتر رحمت سخنی - ساعت 22:24 روز چهارشنبه ۸ مهر ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت

آلبوم سوم عکسهای پزشکی دکتر رحمت سخنی

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه
 
west azerbaijan

http://www.rs272.com/

http://rs1362.blogdoon.com/

http://rs272.persianblog.ir/

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.parsiblog.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHAN



نویسنده :دکتر رحمت سخنی - ساعت 2:28 روز جمعه ۳ مهر ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت

عکسهاي پزشکي دکتر رحمت سخني

دکتر رحمت سخني از مرکز آموزشي درماني امام خميني (ره) اروميه

 

دکتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani

 

دکتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani

 

دکتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani

 

دکتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani

 

دکتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani

 

دکتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani

 

دکتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani

http://www.rs272.com/

http://rs1362.blogdoon.com/

http://rs272.persianblog.ir/

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.parsiblog.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI



نویسنده :دکتر رحمت سخنی - ساعت 19:20 روز يکشنبه ۲۹ شهريور ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت

اولین سری عکسهای پزشکی دکتر رحمت سخنی

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه
 
west azerbaijan

http://www.rs272.com/

http://rs1362.blogdoon.com/

http://rs272.persianblog.ir/

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.parsiblog.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI



نویسنده :دکتر رحمت سخنی - ساعت 14:26 روز دوشنبه ۲۳ شهريور ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت

powered by blogdoon.com